تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

از نظر عقلانى صحيح است و نه از نظر دينى ، زيرا - اولا اگر چنين تحمل مشقت شايسته بود ، مىبايست پيامبران و اولياء الله همگى تمام اعضاى خود را از دست مىدادند در صورتى كه ما مىبينيم آنها از همين اعضاء منافع مناسب به هر يك از آنها را بهره بردارى كرده‌اند و مطابق آيهء شريفه . « طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ اَلْقُرْءانَ لِتَشْقى . » 20 : 1 - 2 ( 1 ) ( اى پيامبر ، ما قرآن را به تو نازل نكرديم كه خود را به مشقت بيندازى ) . و همچنين آيات ديگر كه به طور صريح يا با كنايه بيان مىكند كه دين اسلامى يك عده عقايد و احكام متوسط و عادلانه است ، بلكه گروهى از فقها مىگويند : از نظر فقهى زخم وارد كردن به خود جنبهء ايذاء دارد و شرعاً ممنوع است . ديگر اين كه براى فرد حالتى ما فوق حال معمولى دست بدهد ، تا آن جا كه تكاليف براى او قيافهء ديگرى داشته باشد ، در اين صورت عنوان عشق پيدا مىكند كه محاسبهء آن با انديشه ها و مقررات رسمى تفاوت مىكند ، ولى چنان كه گفتيم : اگر اين گونه تحمل مشقتها مطلوبيت داشت ، مىبايست پيش از همه تمام اولياء الله اعضاى طبيعى خود را از دست داده باشند . اما اين مطلب كاملًا صحيح است كه هر يك از اجزاء موجوديت انسانى كه با فرماندهى شخصيت فاسد در راه هاى منحرف استفاده شود ، از نظر معنا نيستى آن عضو از هستى آن بهتر است ، و به همين جهت است كه در مدارك قرآنى به آن اشخاص كه بينايى واقعى ندارند نابينا اطلاق شده است . « من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخره اعمى » . ولى يك كالبد سالم با داشتن بهبودى كه در راه مرضات خداوندى به كار برده شود نهايت مطلوبيت را داشته و هدف اقصاى آن كالبد به دست خواهد آمد .

هامش
( 1 ) سوره طه ، آيهء 1 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 261 | محمد تقي جعفري