تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
داشتن ( خود طبيعى عالىتر ) مىتواند واقعيات جاريه را به سود خود در اختيار گرفته و با توانايى كلانى كه دارد و با خود آگاهى شگفت انگيزى كه تنها نصيب او گشته است واقعياتى بسازد و واقعياتى را هم نيست و نابود كند . بنا بر اين همين انسان مىتواند نيروى كاذبى در حيوانات حتى خود انسانها ايجاد كند كه آن نيروى دروغين بتواند واقعيت را بپوشاند . تمام تلقيناتى كه به سود اشخاص در تاريخ صورت گرفته است از همين نوع نيروى دروغين بوده است كه كارها صورت داده است . حيوان بىنواى آن مرد الهى احتياج به خوراك و آشاميدن واقعى داشت و به مسكن مناسبى نيازمند بود ، ولى آن خدمتكار با جملهء خشك لا حول و لا قوه الا بالله به وسيلهء قانع ساختن آن مرد الهى حيوان را غذا مىداد و برايش مسكن آماده مىساخت . آرى حيوانى كه غذاى لا حول دروغين بخورد ، راه رفتنش هم افتان و خيزان و حركاتش مذبوحانه خواهد بود . 2 - اشكال بزرگ اين گونه اقناعها در اين است كه ممكن است ساليان دراز دروغين بودن آن آشكار نشود و از اين راه تلفات بىشمارى به آدميان وارد شود . باز در اين مورد به ياد آن اصل مىافتيم كه هر انسانى كه داراى توانايى بيشتر و اختيار افزونتر بوده باشد ، وجدان براى او ضرورىتر است ، زيرا - آن گاه كه يك فرد به مرحله‌اى از شخصيت مىرسد كه سخن او مسموع مىشود و بدون احتياج به دليل ، گفتار و كردار او در انسانها نفوذ پيدا مىكند ، ديگر هيچ گونه عامل خارجى نمىتواند خواسته هاى او را مهار كند . 3 - فساد و آسيبهايى كه از نيروهاى دروغين به عالم بشريت وارد مىشود ، با عظمت نيروى واقعى كه نيروى دروغين را به جاى آن به كار مىبرند رابطهء مستقيم دارد ، يعنى هر چه كه ارزش نيروى واقعى بالاتر بوده باشد ، آن نيروى دروغين كه نمايندهء آن قرار داده‌اند داراى آسيب و فساد بيشترى خواهد بود . به همين جهت است كه اگر نيروى دروغين مزبور داراى قيافهء دينى باشد صدمه و فسادى كه خواهد داشت بسيارى شديدتر