و آينده و امثال اين مفاهيم ريشه مىگيرد و اين مفاهيم هرگز شما را به معلوم مطلق و روشنايى همه جانبه هدايت نخواهد كرد .
شما مىگوييد : در اين جهان طبيعى چارهاى جز تقيد به همين مفاهيم نداريم ، پس نمىتوانيم راهى بجز همين انديشه هاى منطقى معمولى در پيش بگيريم .
مىگويم : درست است ، اما توجه كنيد كه در همين زندگانى مادى شما مىتوانيد با رشد دادن من و تكميل شخصيت ، زمان را با تمام خصوصياتش زير پا نهاده و بما فوق زمان قدم بگذاريد .
آنان در آن قلمرو تمام موجودات را كه امروزه در اين جهان طبيعى براى تو با كيفيت جلوه مىكنند ، بدون كيفيتهاى محدود كننده ديده بودند . پيش از آن كه قوانين طبيعت بجريان بيفتد معادن را ديده و صحيح و خالص را از قلب و ناقص تشخيص داده بودند .
آنان پيش از آفرينش انگور بادهء شراب طهور را سر كشيدهاند . آنان در فصل تموز مىدانند كه دى چيست و خاصيت آن كدام است . در شعاع شمس قرار مىگيرند ، ولى سايه ها را درك مىكنند .
آرى اين روح است ، اين يك موجود طبيعى معمولى نيست كه تا چيزى در مقابل او و با او تماس مستقيم مادى نداشته باشد اثرى از او نپذيرد . اين روح انگور را مىبيند ، ولى از همان انگور نتيجهء نهايى آن را هم مشاهده مىكند كه شراب است . در كتم عدم مىتواند با وجود آشنايى پيدا كند . آسمان عظمت در دور ايشان جرعه نوش شراب طهور الهى است و از جودشان خورشيد پوشاكهاى طلايى مىپوشد .
يك مسئله با اهميت ديگرى را هم گوشزد كنم : اگر تو چند نفر از آنها را در يك جا ديدى اگر چه عدد آنها از ششصد هزار هم تجاوز كند اشتباه مكن و گمان مبر كه آنان واقعا متكثر و مختلفاند ، آنان مانند آب دريا يك حقيقت واحد بيش نيستند كثرات آنها به منزلهء امواجى است كه در سطح دريا نمايان مىشود و براى آدم ساده لوح كثرت نشان مىدهد ، اما انسانى كه از دريا و باد خبر دارد ، مىداند كه اين امواج
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 183
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٣