از منطق رسمى پيروى نمىكند ؟ اگر منطق رسمى و قوانين آن مىتوانست ما را با حقايق و واقعيات مجهول آشنا بسازد ، مىبايست منطق دانان حرفهاى كه نويسنده خود را مسلما جزء آنان مىداند بزرگترين اكتشاف كنندگان و نوابغ بوده باشند .
اكتشافهاى اصيل همواره پس از پايان يافتن تفكرات منطقى در ذهن متفكر به وسيلهء جهش صورت مىگيرد ، آن جا براى روشهاى منطقى و فورمولهاى آن راهيابى نيست و اين مطلبى است كه اغلب روان شناسان و متفكرين انسانى پذيرفتهاند .
چهارم - اين كه مىگويد : « مانند گربهء ماده كه بچه هاى خود را مىخورد ، ما وراى طبيعت را شكار كردم و خوردم » همانطور كه از لحن جملات پيدا است ، مىخواهد مطالعه كننده را بخنداند و با اين متلك گويى حساب حساسترين موضوع تفكرات انسانى را تصفيه كند آيا اين خوردن ما وراى طبيعت كه در تشبيه او زاييده شدهء فكر خود انسانى است با آن جملهء بعدى كه مىگويد : سخنان مربوط به ما وراى طبيعت هيچ مفهومى ندارد و مانند سخنان مهمل است تناقض آشكار ندارد ؟ زيرا - مسلماً مقصود نويسنده از خوردن ما وراى طبيعت مردود ساختن آن به وسيلهء منطق وضعى است .
شما كه اعتراف مىكنيد كه سخنان ما وراى طبيعت نه دروغ است و نه راست چه چيز را در كردهايد و به عبارت ديگر وقتى كه جمله نه از واقعيت كشف كند و نه از خلاف آن ، شما در حقيقت با چيزى روبه رو هستيد كه ميان ( هيچ ) و ( ضد هيچ ) مردد است . شما چگونه اين امر مردد را مردود كردهايد ؟ پنجم - روش منطقى در هر نوع خود ( خواه وضعى ، خواه رمزى يا ارسطويى يا رياضى ) هرگز متكفل واقعيت قضاياى خود نيست . منطق براى تنظيم واحدهاى انديشه دستورهاى معين صادر مىكند و به هيچ وجه كارى به آن ندارد كه آيا اين كه مىگويد : انسان حيوان است ، هر حيوان توالد و تناسل مىكند ، پس انسان توالد و تناسل مىكند از نظر ماده صحيح است يا نه ، منطق مىگويد : شرايط انتاج دو قضيهء فوق مطابق قوانين
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 165
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٥