تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
وسيلهء منحصر شناسايى هستند به انديشه ها پرداخته و با واقعيات روبه رو گشته‌اند ، بدون اين كه در سر راه خود بمانعى بر خورد كنند به خواسته هاى خود رسيده‌اند . در تفسير بيت دوم دو احتمال وجود دارد كه بيان مىكنيم : احتمال اول - اين است كه مردان الهى حقايق پشت پرده را مانند انديشه‌اى كه در درون انسان و به لحاظى با انسان اتحاد دارد درمىيابند ، در صورتى كه براى مرد معمولى همان حقايق بيرون از درون بوده و مانند محسوسات است كه بايستى آنها را ببينند و سپس در بارهء آنها به تفكر بپردازند و ممكن است مقصود از حس و رؤيت در اين بيت ، مطلق درك رؤيايى بوده باشد كه براى انسان روى مىآورد ، ولى هنوز حقيقت پيدا نكرده است . احتمال دوم - مىگويد نسبتى كه ميان انديشه و انسان وجود دارد همان نسبت است كه آنان با جهان عينى هستى دارند يعنى : براى آنان جهان عينى مانند انديشه مخلوق ذهن آنها است ، در صورتى كه براى مردم معمولى مانند محسوس و قابل رويت است كه با قطع نظر از ذهن آنها خود عينيت دارد و براى شناسايى آن بايستى آن را درك كنند . هر دو احتمال با نظر به ابيات مربوطه قابل تصور است و اين مطلب را ما در گذشته بيان كرده‌ايم كه رشد شخصيت انسانى مىتواند بجايى برسد كه انسان و جهان را در خود دريابد - نه به عنوان بازيگرى ذهنى ، بلكه به طور حقيقى چنان كه يك مادر مهربان كودك خود را در درون خويش درمييابد . روش راد مردان بزرگ اجتماعات اين مسئله را براى ما روشن ساخته است كه آنان تمام افراد انسانى را جزيى از خود دانسته و تمام لذايذ و آلام آنها را در خود درمىيافتند .