تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
عقل جز ، از رمز اين آگاه نيست واقف اين سر به جز الله نيست عقل را خود با چنين سودا چكار كرّ مادرزاد را سرنا چكار ( ( 190 ) ) يك زمان بگذار اى همره ملال تا بگويم وصف خالى ز ان جمال ( ( 191 ) ) در بيان نايد جمال خال او هر دو عالم چيست ؟ عكس خال او ( ( 192 ) ) چون كه من از خال خوبش دم زنم نطق مىخواهد كه بشكافد تنم ( ( 193 ) ) همچو مورى اندر اين خرمن خوشم تا فزون از خويش بارى مىكشم ( ( 194 ) ) كى گذارد آن كه رشك روشنى است تا بگويم آن چه فرض و گفتنى است

آيه

« وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي اَلأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ اَلدِّماءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ . » 2 : 30 ( 1 ) ( هنگامى كه خداوند به ملايكه فرمود من در روى زمين خليفه‌اى قرار مىدهم ، گفتند در روى زمين كسى را خلق مىكنى كه فساد راه خواهد انداخت ، خونريزىهاى خواهد كرد ؟ ما سپاس تو را به جاى مىآوريم و تو را تقديس مىكنيم . خداوند فرمود : من مىدانم آن چه را كه شما نمىدانيد ) . جلال الدين گفتگو ميان خدا و فرشتگان را با كلمهء مشورت تعبير كرده است ، ولى با نظر به دليل عقلى و مضامين ساير آيات ، اين تعبير مسامحه‌اى دارد ، زيرا - مسلماً مشورت در موردى گفته مىشود كه مشورت كننده از تمام جهات قضيهء مورد مشورت اطلاع نداشته باشد و كسى كه مورد مشورت قرار گرفته است از مشورت كننده داناتر باشد و در بارهء خدا و فرشتگان چنين احتمالى خلاف مىنمايد ، پس مقصود از آيات مزبوره تنها اطلاع دادن و فرشتگان را در جريان گذاشتن بود كه آنها هم مطلع شوند .

هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 30 . .