تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
يا صغير السن يا رطب البدن يا قريب العهد من شرب اللبن هاشمى الوجه تركى القفا ديلمى الشعر رومى الذقن روحه روحى و روحى روحه من رأى روحين عاشا فى بدن ؟ صح عند الناس انى عاشق غير ان لم يعرفوا عشقى به من ؟ اقطعوا شملى و ان شئتم صلوا كل شىء منكم عندى حسن ( 1 )
در شرح مثنوى انقروى بيت ذيل هم جزء ابيات فوق نقل شده است :
يا غزالا بين غزالان اليمن أنت عينى أنت روحى فى البدن ( 2 )
مقصود از بيت فوق كه مورد تفسير قرار داده‌ايم همان معنى است كه مىخواهد بگويد آن مرد نيكو گاهى تو را در قيافه يك كودك خرد سال كه سر تا پاى او را طراوت گرفته است مىبيند و گاهى در صور ديگر . جاى ترديد نيست كه ابيات فوق به طور مستقيم نمىتواند در باره خداوند بوده باشد ، بلكه با يك تفسير بعنوان اين كه زيبايىهاى مزبوره در انسان مفروض نمونه‌اى از زيبايىهاى خداوندى است مورد توجه قرار گرفته است .
هامش
( 1 ) اى محبوب خرد سالم ، اى صاحب بدن تر و تازه ، اى محبوبى كه به دوران شير خوارى نزديك هستى ، صورتت در زيبايى شبيه به صورت نژاد هاشم است و قفايت مانند قفاى تركان و مويت مانند موى ديلمىها و در چانه شبيه به رومىها هستى . روح او [ محبوب من ] روح من است و روح من روح او . او ديده است كه دو روح در يك بدن زندگى كند ؟ آوازهء عشق من در ميان مردم طنين انداز شده است ، همه مىدانند كه من عاشقم و عشق مىورزم ، ولى آنان نمىدانند كه معشوق من كيست . من در اين حالم ، اگر بخواهيد اجتماع مرا از هم بگسليد بسته به اختيار شما است و اگر بخواهيد با من باشيد آن هم در ارادهء شما است تا هر چه . شما برسد نيكو است . .
( 2 ) اى تو كه غزالى از غزالهاى [ زيباى ] يمنى ، تويى چشم من ، تويى روح در بدن من . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 108 | محمد تقي جعفري