مزيت بيشتر در بارهء كسى كه مورد شفاعت قرار مىگيرد ، مسئله ايست كه در قرآن مجيد مطرح شده است ، ولى چند آيه شفاعت و امكان آن را به اذن خداوند مربوط ساخته است مانند : « . . . ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِه 10 : 3 . . . » ( 1 ) ( شفيعى بدون اجازهء او وجود ندارد ) . با ملاحظه مجموع آيات و ساير مدارك اسلامى به وجهى كه در آينده خواهيم گفت : شفاعت از نظر قواعد الهى امكان دارد ، ولى مربوط باذن خداوندى است و براى هيچ كسى توانايى شفاعت بدون رضاى خداوند امكان ندارد . به طور كلى نمىتوان اين اصل را منكر شد ، نهايت امر اين است كه اگر در بعضى از موارد كه معصيت و جنايت فوق العادگى دارد ، يعنى معصيتى را كه گناهكار مرتكب شده است فوق العاده است و ضمنا وعدهء آتش به او داده شده است ، مانند شيطان و ابو لهب ، آيا در اين مورد هم شفاعت امكان دارد يا نه ؟ با نظر به آيهء شريفهء « رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ . » 7 : 156 يا آن روايتى كه مىگويد « سبقت رحمته غضبه » اين گونه شفاعت به اصطلاح امكان ذاتى دارد ، ولى بايستى اين حقيقت را هم در نظر گرفت كه اگر گناهى آن چنان ماهيت انسانى را دگرگون كند كه به هيچ وجه قابل اصلاح نباشد ، در اين صورت شفاعت مرهم گذاشتن به جراحتى خواهد بود كه عضو مجروح نابود گشته است ، لذا از نظر قوانين واقعى كه عقل و شرع آنها را تاييد مىكند چنين شفاعتى امكان پذير نمىباشد . از خداوند متعال مسئلت مىداريم كه حقايق را بر ما مكشوف بدارد و بر دانش ما بيفزايد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 817
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨١٧
ابن ملجم دوباره بر مىگردد و بامير المؤمنين عليه السلام مىگويد : كه يا على مرا بكش تا من چنان جنايت وحشتناك را نبينم ، من خون خويش را به تو حلال مىكنم خونم را بريز تا از چنان بلايى رهايى يابم .
من در پاسخ ابن ملجم گفتم : اگر تمام ذرات جهان خونى ( قاتل ) باشند و شمشيرهاى
هامش
( 1 ) سوره يونس ، آيهء 3 . .