تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
( اگر در اين باره « در بارهء حق زمامدارى » سخنى بگويم ، خواهند گفت : على عليه السلام به مقام رياست حريص است و اگر ساكت شوم و چيزى نگويم ، خواهند گفت : على عليه السلام از مرگ مىترسد . چه شگفت آور است كار شما « آيا پس از اين همه پيكارها و جانبازىها كه من در راه دين اسلام انجام داده‌ام » از مرگ مىترسم ؟ سوگند به خدا ، فرزند ابى طالب به مرگ مأنوستر است از كودك شير خوار به پستان مادر ) . چون در بارهء مرگ و رحمت بودن آن جلال الدين در دفتر بعدى با بهترين وجه گفتگو خواهد كرد ، لذا ما توضيح بيشتر در بارهء مرگ را به آن دفتر موكول مىكنيم .
( ( 3931 ) ) چون مرا سوى اجل عشق و هواست نهى لا تلقوا بايديكم مراست

اين منم كه مخاطب به دستور « خود را به هلاكت نيندازيد » مىباشم

اين منم كه خداوند مىفرمايد : خود را در اين حيات دنيوى كه هلاكت است غوطه ور نسازيد ، زيرا كسى كه مرگ براى او تلخ و مورد كراهت است خود از