« إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ . » 2 : 156 ( 1 ) ( ما از خداييم و به سوى او بر مىگرديم ) . « وَلا تَحْسَبَنَّ اَلَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ الله أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ . » 3 : 169 ( 2 ) ( گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدهاند مردگانند ، بلكه آنان زندگانند و در نزد پروردگارشان روزى مىخورند ) . اقتلوني يا ثقاتى لائما * ان فى قتلى حياتى دائماً ان فى موتى حياتى يا فتى * كم افارق موطنى حتى متى ؟ اى كسانى كه مورد اطمينان منيد مرا بكشيد ، زيرا - حيات ابدى من در مرگ من است ، در مرگ من حيات من است ، تا كى از وطن اصليم جدايى داشته باشم ؟ ) اين ابيات به حسين بن منصور حلاج نسبت داده شده است . بعضى ديگر مىگويند : جملهاى را كه حسين بن منصور گفته است اين است . « اقتلوني يا ثقاتى * ان فى قتلى حياتى » اى مردان موثق من ، مرا بكشيد ، زيرا حيات من در كشته شدن من است . )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 806
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٠٦
( ( 3927 ) ) ز انكه مرگم همچو جان خوش آمده است
مرگ من در بعث چنگ اندر زده است
اگر چه اين مضمون را جلال الدين به عنوان استنباط از وضع روحى امير المؤمنين عليه السلام بيان مىكند ، ولى خود على عليه السلام بارها در نهج البلاغه همين حقيقت را گوشزد
هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 156 . .
( 2 ) سوره آل عمران ، آيهء 169 . .