( ( 3893 ) ) رو بترس و طعنه كم زن بر بدان
پيش دام حكم عجز خود بدان
در طعنه زدن به گنهكاران افراط نكنيم
تجربه هاى طولانى نشان داده است كه هر كس در بارهء گنهكاران مخصوصاً در بارهء گناه مخصوصى حساسيت زياد به خرج بدهد و مرتكب آن گناه را شماتت كند ، خود روزى مبتلا به همان گناه و بزه مىگردد .
ولى علت اين مسئله آن نيست كه جلال الدين مىگويد كه چون گناه انسانها مربوط به قضا و قدر است ، پس نبايستى هيچ كس را ملامت كرد . بلكه شماتت خود يك كار ناپسنديدهاى است كه از انسان كامل سر نمىزند ، زيرا - مىداند كه بالاخره گنهكار انسان است و ممكن است عوامل اضطرارى و اكراهى و اجبارى او را وادار به گناه كرده باشد ، يا اصلا ممكن است گناه را با اختيار مرتكب شود ، ولى ارتكاب گناه و لو با اختيار انسان را از انسانيت بيرون نمىكند ، بلكه خطايى است كه قابل جبران است و ممكن است روزى پشيمانى حقيقى بسراغ او بيايد و قلب او را از همهء آلودگىها و زشتىها پاك كند .
شخص گنهكار كسى است كه به زمين افتاده است ، اگر داراى دست و پاى سالم هستيد دست او را بگيريد و از زمين بلند كنيد .
ويكتور هوگو در اين باره مىگويد : « آدمى بر بدنش گوشتى دارد كه در عين حال بار گردن و موجب وسوسهء او است ، اين بار را مىكشد و تسليمش مىشود ، بايد مراقبش باشد و اختيارش را در دست گيرد ، مقهورش سازد و تن به اطاعتش ندهد مگر در آخرين حد ، در اين اطاعت نيز ممكن است خطايى وجود داشته باشد ، ولى خطايى كه ارتكابش اين گونه باشد گناهى است صغيره ، اين نيز سقوط است ، اما سقوطى بر سر