« وسعت رحمته كل شيئى » .
( رحمت خداوندى به همه چيز احاطه دارد يا بيشتر از همه چيز است ) .
يا آن جمله كه مىگويد :
« سبقت رحمته غضبه » .
( رحمت خداوندى بر غضبش مقدم است يا » آن را احاطه كرده است » ) و غير ذلك .
ولى اين يك مسئلهء ما وراى قانون و غير از مسئلهء زشتىها و خوبىها است كه ما در جهان طبيعت با آنها سر و كار داريم . خود جلال الدين بارها به اشقيايى مانند فرعون و ابو جهل و شيطان لعنت و ناسزا مىگويد ، در صورتى كه با منطق گذشته بايستى ما از آنها با تمام نيرو به خوبى ياد كنيم .
( ( 3869 ) ) باغبان ز ان مىبرد شاخ خضر
تا بيابد نخل قامتها و بر
جهاد براى دشمنى با مردم نيست بلكه به منظور ايجاد جامعهء بارور مىباشد
اين يك فلسفهء ديگرى است كه جلال الدين به مشروعيت قصاص بيان مىكند و اين يك تعليل بسيار به جا است .
چنان كه روشن است اين تعليل تنها مسئلهء قصاص را تفسير نمىكند ، بلكه خود جهاد فى سبيل الله را هم كه ممكن است به كشتار دسته جمعى بيانجامد به بهترين وجه توضيح مىدهد .
با يك دقت كافى خواهيم ديد كه در همين بيت و ما قبل آن اشخاصى كه به جهت قصاص يا به جهت پيكار با اسلام كشته مىشوند ، ظلمت معرفى مىگردند و در ابيات بعدى آنها را به دندان بد تشبيه مىكند ، در نتيجه روشن مىشود كه چنان كه دندان بد پس از كنده شدن شايستگى ارتقاء به مقام والاتر را ندارد ، بلكه ساقط مىشود و نابود مىگردد همچنان است تبه كارانى كه اميدى به انسانيت آنها نمانده است .