تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣
تشكيل مىدهد . در بارهء ملاقات يك نفر با يكى از نوابغ مىگويند هنگامى كه آن شخص بيرون آمد از او پرسيدند كه آن نابغهء متفكر را چگونه ديدى ؟ در جواب گفت تمام زمانها را كه خداوند در اين جهان خلق كرده در آن چند لحظه ديدم كه در خدمت آن شخص نشسته بودم و تمام انسانها را در آن فرد ملاقات كردم .
( ( 3756 ) ) عالم ار هژده هزار است و فزون هر نظر را نيست اين هژده زبون

هر ديده‌اى جهانهاى بىكران را نمىتواند ببيند

هر ديده‌اى جهانهاى بىكران را نمىتواند ببيند اين مبحث در گذشته بررسى شده است كه به هيچ دليلى نمىتوان گفت : جهان هستى همان ابعاديست كه در مقابل ديده گان ما گسترده شده است ، زيرا - خواه وسايل طبيعى و خواه وسايل مصنوعى ما محدودتر از آن است كه بتواند وسعت و عظمت همهء عوالم را درك كند ، ما فاصله هاى ميليارد سال نورى را مطابق روشهاى رياضى - فيزيكى اعتقاد مىكنيم ولى در عين حال نمىتوانيم بگوييم همهء عالم طبيعت همين است كه ما درك مىكنيم پس حال كه ما از درك واقعى عظمت همين جهان طبيعى كه در قلمرو آن زندگى مىكنيم ناتوانيم ، به طور قطع از درك صحنه هاى ما وراى طبيعى محسوس ناتوان خواهيم بود از اين اصل نتايج زيادى گرفته مىشود كه عمدهء آنها اين است كه هر كس براى خود در شناسايى جهان و تشخيص عظمت آن عينك بالخصوص بچشمان خود زده است . و هر كس نمىتواند به ديگرى بگويد تو چرا بيشتر از من درك مىكنى ؟ چرا ديدگاه تو وسيعتر يا عميقتر از ديدگاه من است ؟ نتيجهء ديگر اين كه هيچ منطقى نمىگويد كه چيزى كه قابل مشاهده براى شخصى نبود بايستى آن را انكار نمايد .