تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
در مقابل آفتاب ناچيز مىنمايد . چرا راهنمايان به دو قسم ضعيف و قوى تقسيم شده‌اند ؟ براى اين كه افراد انسانى در ضعف و قدرت گيرندگى با يكديگر مختلف مىباشند همچنين در شكل ابلاغ حقايق بايستى از هر گونه موضوع مناسب انديشه بهره بردارى كرد و به اصطلاح جلال الدين در بيت مورد تفسير بايستى سركه را با انگبين مخلوط نمود ، ولى هنگامى كه جگر روحى انسان صاف شد و استعداد پذيرش پيدا كرد آن گاه نوبت خوردن عسل خالص مىرسد . اى انسان اول تو دل را آباد كن سپس آن را جايگاه خدايى بدان . در آن هنگام كه دل انسانى از توجهات ربانى آباد شد ، نوبت تماس مستقيم با خدا فرا مىرسد . اين سخن پايان ندارد ، بگرديد و ببينيد زيد كجا رفته است تا به او سفارش كنم كه حقايق را با همه در ميان مگذارد . در اين زندگانى مادى كه بينشهاى انسانى بسيار محدود است جاى گفتن اسرار الهى نيست . بگذار تا روز رستاخيز فرا برسد . زيد را نمىتوان اكنون پيدا كرد ، زيرا از مجمع معمولى بشرى فرار كرده است . تو كيستى ؟ پيدا نكردن تو زيد را اهميتى ندارد ، زيرا - خود زيد هم خويشتن را گم كرده است . او مانند ستاره‌اى است كه اگر خورشيد بتابد آن نور ستاره را از بين ببرد از زيد اكنون نمىتوانى نه نقشى پيدا كنى و نه نشانى نه كاهى نه كهكشانى . آرى هنگامى كه نور الهى فرا رسد حواس و ناطقهء انسانى با آن نور محدود خواهد شد . حسهاى عقلانى موج در موج كه نزد ما حاضر است » يا نزد خداوند حضور دارد « « ممكن است مقصود از اين بيت اين باشد كه پس از آن كه تمام حواس و ناطقهء انسانى در مقابل نور خداوندى از بين رفت تنها حواس عقل كلى مىماند كه در نزد خدا يا