موجودات تماس مستقيم داشته باشد ناچار به گمانها و توهمات بىپايه دست خواهد يازيد .
اين كه مىگويد :
« شب برو ور نه بخسبى شب رود »
بسيار جملهء بيدار كنندهاى است . شما گمان مكنيد كه با خوابيدن و خود را از بستر زمان كنار كشيدن مىتواند جريان طبيعى دستگاه منظم موجودات را ساكن و راكد كنيد .
خواه ما بخوابيم يا بيدار باشيم ، كارى كنيم يا بىكار باشيم ، بالاخره كارگاه بدن در راه حركت و استهلاك است . خواه ما در انديشهء گذشت زمان باشيم يا در اين باره اصلا فكرى به خود راه ندهيم ، بالاخره كودكى سر مىرسد و جوانى شروع مىشود و حلقه هاى درخشندهء خود را پيش چشمان ما مىكشاند و تدريجاً آنها را به نيستى سپرده آغاز ميانسالى مىرسد ميانسالى هم به نوبت خود راه را به پيرى و كهولت هموار مىكند .
تفسير ابيات
پيغمبر اكرم فرموده است : اصحاب من مانند ستارگانند ، آنان دو كار مىكنند : براى رهروان سر منزل حقيقت شمع فروزان و براى شياطين انسان نما وسيلهء طرد و سنگساراند . چرا پيامبر با وجود خودش مردم را به صحابه ارجاع كرده است ؟ با اين كه خود مانند خورشيد درخشان تمام هستى را فروزان مىساخت .
پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا - ستارگان با وجود خورشيد راهنمايان نسبى هستند .
خداوند مىفرمايد : پيامبر مانند ساير افراد بشرى بود ولى وحى بر وى نازل گشت و توانست چراغ راه هدايت مردم شود . آرى خورشيد وحى است كه به يك فرد بشرى چنين نورانيتى بخشيده است ، اين نورانيت در مقابل نور خداوندى چيزى نيست ، ولى براى هدايت بشر همين نور ضرورى مىباشد .
لذا آن ماه تابان در مقابل ظلمتها روشنايى بس خيره كننده دارد ، در صورتى كه