( ( 3665 ) ) تخت دل معمور شد پاك از هوى
بر وى الرحمن على العرش استوى
پس از پاك شدن دل از هوى و هوس جايگاه نور خداوندى خواهد بود
اين مسئله را جلال الدين بارها در مثنوى متذكر شده است و شايد با اطمينان بتوان گفت كه راهى جز همين تزكيهء نفس براى تماس با نور خداوندى وجود ندارد . همانطور كه در ابيات پيشين گفته است پاك كردن دل از آلودگىها مانند پاك كردن جوى آبست كه استعداد جريان آب زلال حيات ابدى را دارا شود . جلال الدين در ديوان شمس تبريزى مىگويد :
پيرهن يوسف و بو مىرسد
در پى اين هر دو خود او مىرسد
آب حيات است وراى ضمير
جوى بكن كه آب به جو مىرسد
حافظ مىگويد :
نظر پاك تواند رخ جانان ديدن
كه در آيينه نظر جز به صفا نتوان كرد
( ( 3672 ) ) حسها و عقلهاشان در درون
موج در موج لدينا محضرون
تعقل براى خود حسهاى مخصوصى دارد
در مباحث گذشته ملاحظه كرديم كه فلاسفه ى گذشته حواس درونى را مانند حواس بيرونى به پنج حس تقسيم كرده بودند . مىتوان گفت اين تقسيم از دو جهت ناقص است .
اول - از جهت شمارهء خود حواس ، زيرا - هيچ گونه دليلى بر انحصار حواس در امور مزبوره در دست نداريم ، مثلًا آنها دريافت وجدانى را جزء يكى از