تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
بدينسان زيد خراب و سر مست اسرار پشت پرده را باز گو مىكرد كه پيامبر عزيز گريبان او را گرفته فرمود كه بس است ، مركبى كه تو را در اين جهان روى پردهء جولان مىدهد بسيار گرم شده است . اما از آن جهت كه خدا از گفتن حق پروايى ندارد و تو هم از ابراز حقايق پشت پرده پروايى نمىكنى و احتمال دارد كه معناى بيت مورد تفسير :
گفت هين در كش كه اسبت گرم شد عكس حق لا يستحيى زد شرم شد
چنين باشد كه هنگامى كه پيغمبر از تند رفتن زيد جلوگيرى كرد بر عكس كار خدا كه از ابراز حق پروايى ندارد ، زيد را شرم و حيا از بيان واقعيات جلوگيرى كرد . باز پيامبر فرمود آيينهء روح تو از غلاف خود بيرون آمده همهء حقايق را نشان مىدهد ، ترازوى امين تو به كار افتاده است و ترازو هرگز در نشان دادن وزن اشياء خطا نمىكند . آرى آيينه و ترازو مانند محكهايى هستند كه ذاتا حقايق را نشان مىدهند ، اگر تو دويست سال هم به آنها خدمت كنى كه عكس واقعيت را نشان بدهند اين رشوه را از تو نخواهند پذيرفت . آيينه در مقابل تمناى بىجاى تو بريش و سبيل تو خواهد خنديد ، جاى شگفت انگيز است كه تو محالى را توقع كنى يعنى آيينه و ترازو را در آيينه و ترازو بودن قبول كنى ، آن گاه از آنها بخواهى كه محك بودن خويش را از دست بدهند . هيچ مىدانيد كه انسان ميزان همه چيز است ، انسان است كه مىتواند ملاك واقعيتها باشد ؟ » اين همان مطلبى است كه انسان شناسان قرون و اعصار با بيانات گوناگونى آن را گوشزد كرده و اهميت خاصى بر آن قائلند ، به همين جهت است كه مكرر گفته‌ايم كه مادامى كه انسان كاملًا ارزيابى نشود و انسان آن چنان كه هست مورد تعليم و تربيت قرار نگيرد ، هيچ گونه بهره بردارى انسانى در زندگانى علمى و عملى نخواهيم داشت . اگر انسان از نظر تعليم و تربيت به جايى نرسد كه خود آيينه و ترازوى محاسبات
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 668 | محمد تقي جعفري