و روشن مىپندارد و تصرف خود را در آنها تصرف شايسته خيال مىكند ، در صورتى كه يك عالم فيزيك دان مىداند كه اين موجودات مادى و آن پديده از هزاران حقايق تشكيل يافته و با ميلياردها حقايق و پديده ها وابستگى دارد .
لذا مردم عامى نمىتواند در حقيقت بگويد : كه جهان را مىشناسد و جهان را به مراد خويش مىگرداند .
خلاصه ، علم و تسلط حقيقى بجهان هستى ، به دست آوردن شباهتى را با به وجود آورندهء هستى نيازمند است .
تفاوت ديگرى كه ميان آن دو نوع شناسايى و تسلط وجود دارد اين است كه در شناسايى الهى اشياء كه با عشق به مقام ربوبى توام است تمام حواس انسانى در اختيار شخصيت رشد يافتهء انسان قرار مىگيرد ، در صورتى كه در علم و تسلط معمولى هر اندازه هم كه توانايى آگاهى و تسلط بيشتر باشد ، باز يك ناخود آگاهى كلى در زمينهء آن شناسايىها و تسلطها وجود دارد كه تمام شناسايىها و سلطه هاى جزيى را تحت الشعاع قرار مىدهد ، زيرا - به قول كانت عقل آن اندازه كه با تجربه و آزمايش سؤالات را بر مىانگيزد انسان را قانع نمىسازد .
تفسير ابيات
در مقابل سؤال پيغمبر اكرم از زيد كه چگونه صبح كردهاى ؟ زيد مىگويد : مشاهدهء من در بارهء باطن مردم چنان است كه گويى همين امروز روز رستاخيز است و همهء حقايق و باطنها فاش گشته است .
يا رسول الله باز بگويم يا خاموش شوم ؟ پيامبر عزيز اشاره مىكند كه خاموش باش .
باز زيد مىگويد : اگر من اسرار روز رستاخيز را آشكار كنم مانند اين است كه امروز روز رستاخيز را به پا كنم .
يا رسول الله اجازت فرماى تا پرده ها را از روى اسرار بردارم تا انقلابى كه در درون من ايجاد گشته و مرا گوهر الهى ساخته است آشكار بسازم .