اگر انسان الهى باشد و مطابق احكام پيامبران و عقل و وجدان خود در اين جهان زندگى كرده باشد ، در آن جهان برزخ اثر كارهاى خود را در روح خويش كه ذخيره شده است خواهد ديد و اگر انسان شقى بوده و در اين دنيا غير از هوى و هوس و كفر و شرك چيزى انجام نداده باشد ، باز اثر آن را در روح خويش خواهد ديد . خلاصه ثبوت برزخ پس از اعتقاد به بقاء روح مخالف منطق علمى نمىباشد .
ولى يك مسئله وجود دارد كه اين انتظار طولانى در جهان برزخ چه فايدهاى دارد ؟ پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا - بعضى از ساده لوحان گمان مىكنند روح پس از خروج از بدن چنان كه البرت اينشتين گمان كرده و گفته است : « من نمىخواهم پس از مرگ روحم در اين دنيا پرسه بزند « مانند يك مرغ پرنده در فضاى اين جهان مشغول پريدن يا به قول اينشتين مشغول پرسه زدن خواهد شد . بنا بر اين اين عالم برزخ چه نتيجهاى در بر خواهد داشت ؟ بايستى دقت كرد كه هنگامى كه روح از بدن جدا شده و جهان فيزيكى را وداع كرده در عالم ما وراى فيزيكى قرار مىگيرد ، واحدهاى زمان از قبيل سال و ماه و قرن براى آن مطرح نيست ، تا بگوييم ، گردش قرنهايى از زمان در دنياى برزخ بىهوده است . بلكه چنان كه بارها تشبيه كردهايم روح با ورود به عالم برزخ مانند اين است كه انديشهء شما از جهان خود آگاه و سطح ظاهرى شخصيت به ناخود آگاه و سطح عميق شخصيت وارد شود ، چگونه در آن عرصه از زمان و مكان كنار رفته و انديشهء مزبور حالت واقعى خود را گرفته و حالتى شبيه به حالت مثل افلاطونى پيدا مىكند ، همچنين است روح انسانى در حال برزخ .
برزخ به اصطلاح دوم كه در مدارك اسلامى اعراف ناميده مىشود . آياتى كه در بارهء اعراف وارد شده است به قرار ذيل است :
« وَبَيْنَهُما حِجابٌ وَعَلَى اَلأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيماهُمْ وَنادَوْا أَصْحابَ اَلْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوها وَهُمْ يَطْمَعُونَ . وَإِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ اَلنَّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ اَلْقَوْمِ اَلظَّالِمِينَ . وَنادى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 660
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٦٠