در حالت پنهانى است مردم نمىتوانند عيب او را تشخيص بدهند .
عيوب اين مردم و شقاوت و سعادت آنها از دوران جنينى شروع مىشود . » اين مسئله در تحليل و نقد بيت مربوط بررسى شده است » .
با دقت در نمودهاى جسمانى آنان اين مسئله كه فرد مفروض سعادتمند يا شقى متولد شده است قابل شناختن مىباشد .
آرى بدن انسانى جان را در خود ، مانند مادر طفل را در شكم خود دارد .
هنگامى كه موقع مرگ فرا مىرسد ، مانند موقع زايمان مادر است كه مىخواهد طفل را در جهان نمودها آشكار كند ، آن جانهاى متولد شده در انتظار آنند كه اين شخص چگونه طفلى مىزايد ، مادامى كه كودك زاييده نشده است ، هر يك از گروه ها مىگويند : اين كودك از ما است و به گروه ما خواهد پيوست ، زنگيان مىگويند : مانند ما رنگش سياهست ، روميان مىگويند : مانند ما زيبا خواهد بود .
اما آن گاه كه كودك زاييده شود اختلافات آنان بر طرف مىگردد ، زيرا - كودك خود را نشان مىدهد كه از كدامين گروه است و پس از آن كودك مفروض بيكى از گروه ها مىپيوندد .
تا كودك زائيده نشده است مورد اختلاف و يكى از مشكلات عالم است و اشخاصى كه پيش از زائيده شدن كودك را بشناسند نادر الوجودند .
اين اشخاص كسانى هستند كه با نور خداوندى مىنگرند و با اين نور به ما وراى ظواهر نفوذ مىكنند .
در آن طرف ظواهر تمام حقايق جنبهء معنوى و صفا دارد ، چنان كه نطفهء انسانى پيش از پيوستگى با پديده هاى مادى روشن و بىكدورت بوده و عكس رومى و حبشى در آن افتاده است .
ممكن است مقصود اين باشد كه اختلافات ظاهرى در جهان طبيعت ريشه هاى خود را از ما وراى طبيعت پيش از بروز در اين جهان مىگيرد و ممكن است مقصود اين باشد كه اختلافات رنگها و اشكال و ساير خصوصيات با تعلق به ماديات پيدا مىشود .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 645
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٤٥