تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
( ( 3514 ) ) تن چو مادر طفل جان را حامله مرگ درد زادن است و زلزله

جان آدمى در بدنش مانند كودك در شكم مادر است كه در ظاهر نمودى ندارد بلكه نمود او پس از مرگ شروع مىشود

اين كه مىگويد : جان انسانى در بدن مانند طفل در شكم مادر است داراى نكتهء بسيار مهمى است ، آن نكته اين است كه جان به تمام معنا زاييده شدهء بدن نيست بلكه در بدن گذاشته شده است ، چنان كه نطفهء كودك از خود رحم نيست بلكه اسپرماتوزوئيد از پدر و اوول از مادر مىباشد . آن نفس انسانى كه « خود » ناميده مىشود ، زاييده شدهء همين مواد است كه در بدن انسان متشكل مىگردد ، چنان كه گروه زيادى از فلاسفه ى گذشته و اغلب متفكرين و فلاسفه ى دوران معاصر مىگويند : « نفس در آغاز وجود كاملًا جسمانيت ولى به تدريج كه رو به بقا مىرود قيافهء تجرد به خود مىگيرد ، تا آن گاه كه روح خالص شود » . اين مسئله احتياج به توضيح بيشترى دارد و ما در مباحث آينده به طور مشروح در اين باره بررسى خواهيم كرد .