تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
بدينسان ابتداء و انتها كه ناشى از تصور امتداد است از ميان مىرود .
( ( 3513 ) ) الشقى من شقى فى بطن ام من سمات الجسم يعرف حالهم

آيا شقاوت و سعادت از شكم مادر وجود دارد ؟

روايتى كه در بيت فوق ديده مىشود ، هم در بعضى از مدارك اهل سنت وجود دارد و هم در بعضى از كتب اماميه نقل شده است . اگر مقصود از سعادت و شقاوت معناى معمولى آنها باشد بدون ترديد بايستى اين روايت تاويل منطقى شود ، زيرا اين دو مفهوم از كارهاى اختيارى انسان حاصل مىشوند و سعادتى كه موجب تكامل شخصيت انسانى و شقاوتى كه باعث سقوط او مىگردد ، دو پديده هستند كه با اختيار انسانى به وجود مىآيند . لذا در اصطلاح اخلاق و مذهب به يك نفر كه از شكم مادر فلج به دنيا آمده است شقى گفته نمىشود ، چنان كه اگر فردى از شكم مادر با قامت رساتر يا با جمال زيباتر متولد گردد ، گفته نمىشود كه اين فرد سعادتمند و با فضيلت است ، اگر چه در زندگانى خويش چنگيز يا نرون يا ابن ملجم بوده باشد . بنا بر اين استناد شقاوت و سعادت بجهان پيش از رشد و بلوغ كاملًا نامفهوم است ، زيرا - مادامى كه حركات و سكنات انسانى مطابق قوانين و دستورات الهى نبوده باشد » كه امكانش احتياج برشد سنى دارد « نمىتوان گفت سعادتمند است و بالعكس . اگر مقصود از سعادت و شقاوت همين معناى اصطلاحى بوده باشد و با اين حال نسبت به ما قبل رشد و بلوغ داده شود ، بايستى بگوييم : مقصود اين است كه خداوند مىداند كه كدام فرد در زندگانى سعادتمند خواهد بود و كدام فرد شقى ، چنان كه در بعضى از روايات وارد شده است و در مباحث جبر و اختيار مشروحاً گفته‌ايم كه علم خداوندى به هيچ وجه اختيار را از انسان سلب نمىكند .