انعكاس معانى در الفاظ مانند انعكاس عكس ماه در آب است . آن چه كه در آب مىبينى عكس ماهست نه خود ماه ، اگر خود ماه را مىخواهى ببينى بايستى زحمت سر بلند كردن و به فضا نگريستن را به خود هموار كنى . الفاظ هم نمىتوانند معانى حقيقى خود را نشان بدهند ، لذا گفته مىشود كه آن چه كه الفاظ نشان مىدهند مفاهيم است نه مسمىها و معانى حقيقى ، زيرا - پر واضح است كه عسل واقعى كه با ميل انسان ارتباط دارد آن عسل واقعى است نه عسلى كه لفظ نشان مىدهد .
اما چه بايد كرد ؟ همين الفاظ و نامها چنان در قلمرو زندگانى ما نفوذ كردهاند كه گويى جزيى از موجوديت ما هستند ، در عين حال كه اين الفاظ در نتيجهء سوء استفاده ها و قصور ذاتى خود كه » تنها عكس را نشان مىدهند « مانند ريگ آب زندگانى ما شدهاند . جلال الدين بار ديگر در الفاظ ، مضمون بسيار عالى ذيل را گوشزد كرده است :
راه هموار است و زيرش دامها
قحطى معنا ميان نامها
لفظها و نامها چون دامهاست
لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست
بنا بر اين براى روبه رو شدن با موجوديت حقيقى كه انسان دارد ، بايستى از اين الفاظ تشويش آور عبور كرده ، به معانى واقعى بپردازد ، نه اين كه اين الفاظ را از قاموس زندگانى بشرى بدور بيفكند .
چنان كه نمىتوانيم حواس و ساير نيروهاى طبيعى خويش را بدور بيندازيم . بلكه مقصود اين است كه الفاظ را مانند حواس ارزيابى كرده و نهايت استفاده را كه از ماهيت آنها ساخته است ببريم .