تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
مقصود از اين استعمالات اشاره به پستى است . در آيات هيچ موردى پيدا نمىشود كه خود حيات را پست معرفى كند ، بلكه حيات آن ماهيت كلى است كه ممكن است به صورت پست براى انسان مطرح شود و ممكن است به صورت بسيار عالى . دليل اين تقسيم آياتى است كه به طور مكرر مىفرمايد : پيامبر ما شما را به يك حيات پاكيزه دعوت مىكند ، او را اجابت كنيد . هر كس از مرد و زن عمل نيكو انجام بدهد در حالى كه ايمان داشته باشد ، حيات پاكى نصيب او خواهيم كرد . از اين تقسيم بندى كاملًا آشكار مىشود كه مقصود از ( الحياة الدنيا ) زندگانى به طور مطلق نيست ، بلكه آن زندگانى است كه انسان به اختيار خود و به گرايش به حيوانيت آن را براى خود پست ساخته است . بنا بر اين بازيچه بودن « حيات دنيا » هيچ گونه صورت تقبيح زندگانى را در بر ندارد ، بلكه آن زندگانى پست را كه همان خور و خواب و خشم و شهوت و طرب و عيش و عشرت است « بدون توجه به اين كه براى چه آمده است ؟ كجا مىرود ؟ » تقبيح و محكوم مىسازد .
( ( 3435 ) ) جنگ خلقان همچو جنگ كودكان جمله بىمعنى و بىمغز و مهان

جنگ و صلح

با خيالى صلحشان و جنگشان با خيالى نامشان و ننگشان
قطعهء ذيل را در بارهء جنگ ما آدميان با يكديگر از ويكتور هوگو بشنويد : « شش هزار سال است كه مردم جهان به آدم كشى مشغولند و در اين مدت خداوند بىهوده وقت خود را در راه پديد آوردن گلها و ستارگان تلف مىكند .