( ( 3405 ) ) ليك با خورشيد و كعبه پيش رو
اين قياس و اين تحرى را مجو
قياسات و كاوشهاى عقلانى با وجود مشاهدات عينى بىهوده و گمراه كننده است
اگر اين مسئله براى فرزندان : آدم حل و فصل شود كه نهايت همهء شناسايىها و عالىترين آنها عبارت از ديدن و لمس كردن است ، دشوارترين مسئله كه دامن گير تواريخ بشرى گشته است از قاموس فلسفه ها رخت بر مىبندد . براى توضيح اين مسئله مىگوييم :
آن نزاع قديمى ميان فلاسفه و متفكرين در ارزيابى عقل و حس يك مشاجرهء كاملًا بىثمر است كه نمىتواند در قلمرو شناسايىها دردى را دوا كند .
ما بايستى اين حقيقت را بپذيريم كه احساس مستقيم اشياء است كه مىتواند حقيقت دانش را در ما ايجاد كند ، اگر به جهت بازيگرى حواس مجبوريم همواره از كلمهء نسبيت بهره بردارى كنيم ، » زيرا - شناسايى يك حقيقت به طور نسبى خيلى كاملتر و قاطعانه تر از شناسايى عقلانى تجريدى است كه در عين حال نمىتواند خود را از بازيگرى حواس نجات بدهد « انواعى از اختلاطها و اشتباهات را هم در درون پهناور و عميق انسان بر بازيگرى حواس اضافه مىكند . پس از روشن شدن اين اصل مىگوييم : تماس ما با اشياء به وسيلهء حواس نه از آن جهت شايسته تر و قاطعانه تر است كه ما مىتوانيم به جهان هستى مشرف شده اطلاع كامل به دست بياوريم ، بلكه از اين جهت است كه ديدن يا لمس كردن يا چشيدن در حقيقت آن چه را كه در شرايط معين در اختيار ما قرار گرفته است به ما قابل درك مىسازد .
پس درك مستقيم حقايق طبيعىتر و اطمينان بخشتر از بازىگرىهاى عقل نظرى