است كه همواره انسانها را به خود مشغول مىدارد و اغلب جز ورزش ذهنى نتيجهاى نصيب آدميان نمىسازد .
اگر چند قرن به عقب بر گرديم اين مسئله را در قرون وسطى كاملًا خواهيم ديد كه افكار بسيار بزرگى در آن دوره ها به جهت گم كردن راه شناسايى اصيل علم و تمدن نوع بشرى را قرنها به عقب انداخته ، با دل خوشى به بازى با الفاظ زيبا و لغات فريباى فلسفى تجريدى حتى گامى هم در راه اعتلاى بشرى از راه شناسايى بر نداشتهاند .
خلاصه دفاع منطقى از شناسايى حسى تنها براى اين است كه آدم درك كننده را به طور مستقيم با اشياء در تماس مىگذارد « البته مقصود از مستقيم اين نيست كه واقعا شىاى براى انسان همه جانبه مطرح مىشود بلكه مقصود اين است كه آن چه را كه بشر براى شناسايى در اختيار دارد به عنوان وسيله منحصر و نزديك به واقع مورد بهره بردارى قرار مىدهد . » در صورتى كه شناسايىهاى عقلانى و قياسات فنى از درك مستقيم ما را بىنصيب مىكند .
( ( 3416 ) ) بر بدىهاى بدان رحمت كنيد
بر منى و خويش بينى كم تنيد
مبادا به خود پرستى تكيه كرده و اشخاصى را كه بد شدهاند يا بد نما هستند ملامت كنيد ، بلكه به آنها رحم داشته باشيد
انسان بر بدن خود گوشت و پوست و رگ و استخوان و خونى دارد و بايستى به آنها هم بپردازد . بدن مادى شما مطابق طبيعت خود احتياج به رسيدگى دارد . به لذايذ و خوشىهاى آن در حدودى كه شخصيت شما را نيست و نابود نكند بپردازيد ، اما متوجه باشيد كه همهء موجوديت شما آن نيست كه تن پرورى كنيد .
هر چه كه طبيعت حيوانى شما تقاضا كرد اطاعت كنيد و بدانيد كه اگر تنها