تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦

در بيان آن كه اول كسى كه در مقابل نص صريح قياس آورد ابليس عليه اللعنه بود

( ( 3396 ) ) اول آن كس كاين قياسكها نمود پيش انوار خدا ابليس بود ( ( 3397 ) ) گفت نار از خاك بىشك بهتر است من ز نار و او ز خاك اكدر است ( ( 3398 ) ) پس قياس فرع بر اصلش كنيم او ز ظلمت ما ز نور روشنيم ( ( 3399 ) ) گفت حق نى بلكه لا انساب شد زهد و تقوى فضل را محراب شد ( ( 3400 ) ) اين نه ميراث جهان فانى است كه بر انسابش پياپى جانى است ( ( 3401 ) ) بلكه اين ميراثهاى انبياست وارث اين جانهاى اتقياست ( ( 3402 ) ) پور آن بو جهل شد مؤمن عيان ( 1 ) پور آن نوح نبى از گمرهان ( ( 3403 ) ) زادهء خاكى منور شد چو ماه زادهء آتش تويى اى رو سياه ( ( 3404 ) ) اين قياسات و تحرى روز ابر يا به شب مر قبله را كرده است حبر ( 2 ) ( ( 3405 ) ) ليك با خورشيد و كعبه پيش رو اين قياس و اين تحرى را مجو ( ( 3406 ) ) كعبه ناديده مكن روز و متاب از قياس الله اعلم بالصواب ( ( 3407 ) ) چون صفيرى بشنوى از مرغ حق ظاهرش را ياد گيرى چون سبق ( ( 3408 ) ) وانگهى از خود قياساتى كنى مر خيال محض را ذاتى كنى ( ( 3409 ) ) اصطلاحاتى است مر ابدال را كه نباشد ز ان خبر غفّال را ( ( 3410 ) ) منطق الطيرى به صوت آموختى صد قياس و صد هوس افروختى ( ( 3411 ) ) همچو آن رنجور دلها از تو خست تو به پندار اصابت گشته مست ( ( 3412 ) ) كاتب آن وحى ز ان آواز مرغ برده ظنى كه منم انباز مرغ ( ( 3413 ) ) مرغ پرّى زد مر او را كور كرد نك فرو بردش به قعر مرگ و درد ( ( 3414 ) ) هين به ظنى يا به عكسى هم شما در ميفتيد از مقامات سما
هامش
( 1 ) مقصود عكرمة بن ابى جهل است كه از صحابهء پيغمبر بود . .
( 2 ) حبر با فتحهء باء عالم صالح .