تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
به شوق رضوان الله و پاداش اخروى دل مىبندند ، در صورتى كه آنان مشغول معصيت مىباشند . چنان كه هنگامى كه يك انسان در پيچ و خمهاى هوى و هوس گم مىشود هر امر تيره و تاريك براى او صاف و روشن نمودار مىشود . آرى در داستان ما آن كر گمان مىكرد كه نيكويى كرده است ، با اين كه او در عين زشتى غوطه مىخورد . او در درون خويش بسيار شادمان بود كه حق همسايگى را به جا آورده‌ام ، اما نمىدانست كه با مراعات حق » به گمان كر « آتشى در دل بيمار شعله ور ساخته ، خودش هم ( كر ) در ميان زبانه هاى آن مىسوزد . اين است كه خداى متعال مىفرمايد : « بترسيد از آتشى كه خودتان شعله ور ساخته‌ايد » . شما با خيالات سست و بىاساس كارى به جز افزودن معصيت انجام نمىدهيد پيغمبر عزيز ما به يك فرد كه با ريا نماز مىگزارد فرمود : « اى جوان تو نماز نگزاردى « دشوارى راه اطاعت واقعى نه چنان است كه بتوانيم با حالات معمولى روحى آن را سپرى كنيم ، به همين جهت است كه هر روز در نمازها بايستى تكرار كنيم كه : « اِهْدِنَا اَلصِّراطَ اَلْمُسْتَقِيمَ . » 1 : 6 ( خداوندا ما را به راه راست هدايت فرماى يا در راه راست تثبيت فرماى ) يعنى خداوندا ، عبادتهاى ما را از نوع عبادتهاى گمراه شدگان و رياكاران قرار مده . با يك قياس نابه جاى آن شخص كر دوستى ده سالهء او و همسايهء بيمارش باطل و پوچ شد . انسان نادان گمان مىكند كه اطاعت مىكند ، ولى نمىداند كه تمام دوران عمر