در مسايل اخلاقى هنگامى كه پديده هاى روانى را تقسيم بندى مىكنند دو پديده متقابل از آنها را بسيار با اهميت معرفى مى - غضب در كنند بغرنجتر :
1 - تمايل در حال هيجان روانى .
2 - حال هيجان روانى .
هر يك از اين دو پديده هر مقدار كه به حالت شدت برسد ، وضع روانى انسان به همان مقدار موقع مىگردد ، زيرا - چنان كه در تفسير ابيات سابق گفتيم در بروز اين گونه پديده ها شخصيت انسانى بيشتر در معرض انحراف از منطق و تعادل قرار مىگيرد .
نمىگوييم كه انسان بايستى خواهش و تمايل نداشته باشد يا اين كه حالت هيجان غضب نامفهوم است ، زيرا - اين حقيقت مورد مشاهدهء همه ما است : كه انسان به جهت داشتن اصل دفاع از زندگى ( علاقه بذات ) پديده ها را عموماً بر دو قسم مهم تقسيم خواهد كرد : خواستنى و ناخواستنى ، و ترديدى نيست كه هنگامى كه با خواستنى روبه رو شد ، درون او براى وصول به آن خواستنى اجابت خواهد كرد و اگر مرتبهء خواهش در آن موضوع خواستنى زيادتر باشد ، روح انسانى را از اعتدال خارج ساخته و هيجان در او ايجاد خواهد كرد و بالعكس هنگامى كه با ناخواستنىهاى خويش روبه رو شد ، بدون ترديد روان او در مقابل آن موضوع حالت منفى و خوددارى به خود خواهد گرفت .
اين دو حالت اجابت و خوددارى يك پديدهء بسيط نيست كه داراى حد و مرز معينى بوده باشد ، بلكه شايد بتوان گفت : اين دو پديده از حد نهايى ماگزيمم تا حد نهايى مينىمم مراتب بسيار مختلف از حيث شدت و ضعف داشته ، هر چه كه شخصيت سبكتر و بىريشه تر ، تحول روانى از حدود متوسط به دو حد نهايى مزبور بيشتر خواهد گشت .
با در نظر گرفتن مسائل روانى عموماً به اين اصل مىرسيم كه هر چه كه جريانات روانى با سرعت به دو حد مزبور جريان پيدا كند انحراف روانى بيشتر و خطرناكتر
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 570
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٧٠