تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
به آسياب رفته و منظور خود را دريابد ، ولى با تفسير بيت ذيل ممكن است منظور جلال الدين را در داستان يوسف عليه السلام با شكل عالىترى تفسير كرد .
( ( 3172 ) ) حق تعالى خلق را گويد به حشر ارمغان كو از براى روز نشر ؟

ارمغان بردن به خدا چه معنا دارد ؟

مىتوان گفت كه : ذخيره هاى كردارهاى نيكو را براى روز رستاخيز از آن جهت مىتوان ارمغان ناميد كه اين ذخيره ها به سود خود انسانها خواهد بود و از آن جهت كه خداوند محبت بىنهايت به بندگان خود دارد « با اين كه اين ذخاير تنها به سود خودشان مىباشد » گويى آن ذخيره ها ارمغانهايى هستند كه به بارگاه خداوندى برده‌اند . به اين مطلب كه گفتيم مىتوان از آيات زيادى استشهاد كرد ، از آن جمله در بارهء احسان و قرض بندگان به يكديگر ، خداوند مهربان چنين مىفرمايد : « مَنْ ذَا اَلَّذِي يُقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَه لَه 2 : 245 . . . » ( 1 ) ( كيست كه به خدا قرض نيكويى بدهد ، خداوند همان را با چند برابر به او بر مىگرداند ) . احسان و قرض مردان با ايمان را بيك ديگر احسان و قرض به خود معرفى مىكند . بنا بر اين مىتوان گفت ذخيره هاى كردارهاى نيكو در روز رستاخيز مانند ارمغانى به خدا است . با همين تفسير مىتوان داستان حضرت يوسف و ارمغان خواستن او را نيز توضيح داد .

هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 245 . .