تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
( ( 3179 ) ) شو قليل النوم مما يهجعون باش در اسحار از يستغفرون
آن گاه كه آفتاب اشعهء زرين خود را از فضاى ما بر مىچيند و تاريكى شب پيرامون و فضاى كرهء خاكى ما آدميان را فرا مىگيرد ، نمىدانم چه كيفيتى در افق پهناور ما ايجاد مىشود ، يا چه دگرگونى در حالات روانى ما صورت مىگيرد كه گويى انسان با پشت پردهء جهان هستى به طور مستقيم تماس مىگيرد . گويى واحدهايى را كه در روز روشن در بارهء جهان و زندگى و ساير نمودها در درون خود اندوخته‌ايم صيقل و جلاى ديگرى يافته ، ما را با جهانى از نورانيت در تماس مىگذارد . آرى شب آن پردهء مرموز كه از حركت اين كرهء خاكى كه مربوط به حركات كلى كرات كيهانى است ، با اين كه تاريكترين پرده را به روى ما آدميان مىكشد ، در عين حال پرده هاى تاريك طبيعت را از مقابل چشمان ما بر كنار مىكند . اگر هم شب مانند يك پرده براى ما مطرح است ، ولى مانند آن عينك بسيار دور بين رصد خانهء درونى ما است كه مىتوانيم به وسيلهء آن جهان ما فوق طبيعت را نظاره كنيم . شباهنگام آن گاه كه تمام جنبندگان به خواب عميق فرو رفته‌اند ، موقع بيدارى دلهاى آگاه است ، كه از اين سرا پردهء مرموز عالىترين حالات روحى را بهره بردارى مىكنند . در دين مقدس اسلام به مقدارى از بيدارى در شبها با بيانات مختلف تحريك و تشويق شده است . « وَمِنَ اَللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِه نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقامًا مَحْمُوداً . » 17 : 79 ( 1 )
هامش
( 1 ) سوره الإسراء ، آيهء 79 . .