را گردانيده و كوچكترين افتخارى هم در اين باره نكردهاند ، تفاوت ميان بىنهايت پست و بىنهايت بالا است .
پس نشان دادن مزاياى نيكوى خلقت براى مردم به اين منظور كه بفهمند كه او داراى اين مزيت بوده و به ديگران ترجيح دارد ، حكايت از روح پست و ساقط مىكند كه نبودن او با بودنش فرقى ندارد ، شايد بدان جهت كه گاهى همين خود نمايىها به ضرر جامعه تمام مىشود ، نبودن او بهتر از بودن او باشد .
اگر مقصود كسانى كه مزاياى غير اختيارى خود را آشكار مىكنند ، اين بوده باشد كه : نعمتهاى خداوندى را بشمارند نه به عنوان عامل كردارهاى نيكوى فردى يا اجتماعى ، در اين صورت نه تنها زشت نيست بلكه بسيار كار شايستهاى است ، ولى به نظر مىرسد كه مقصود جلال الدين از گذاشتن آيينه در پيش رو اين است كه مردان الهى مىخواهند همواره موجوديت خود را ارزيابى نموده ، در راه تكامل روحى آگاهانه گام بردارند
تفسير ابيات
مىگويد : پادشاهان خردمند چنين عادتى دارند كه اصناف مختلفى را در پيرامون خود مىنشانند ، نويسندگان و اشخاص انديشمند را در دست راست قرار مىدهند ، چنان كه نوشتن با دست راست انجام مىگيرد .
پهلوانان و قهرمانان شجاع را در طرف چپ مىنشانند براى اين كه آنان مانند دل پادشاه هستند و دل آن عضو صنوبرى در طرف چپ سينه قرار گرفته است .
اما اولياء الله را در مقابل روى خود مىنشانند ، چرا اولياء الله را پيش روى خود مىنشانند ؟ براى اين كه آنان آيينهء جان انسانها هستند و مىتوانند آن چه كه در جان انسانى مىگذرد نشان بدهند .
اين مردان عارف خود را در رديف حاجيان قرار مىدهند . آنان دلى ساده و