نشاندن پادشاه صوفيان عارف را پيش روى خود تا چشمشان روشن شود
( ( 3150 ) ) پادشاهان را چنين عادت بود
اين شنيده باشى ار يادت بود
( ( 3151 ) ) دست چپشان پهلوانان ايستند
ز انكه دل پهلوى چپ باشد ببند
( ( 3152 ) ) مشرف و اهل قلم بر دست راست
ز انكه علم ثبت و خط آن دست راست
( ( 3153 ) ) صوفيان را پيش رو موضع دهند
كآينهء جانند وز آيينه به اند
حاجبان اين صوفيانند اى پسر
ساده و آزاده و افكنده سر
( ( 3154 ) ) سينه ها صيقل زده از ذكر و فكر
تا پذيرد آينهء دل نقش بكر
( ( 3155 ) ) هر كه او از صلب فطرت خوب زاد
آينه در پيش او بايد نهاد
عاشق آينه باشد روى خوب
آينه در پيش او بايد نهاد
( ( 3156 ) ) عاشق آينه باشد روى خوب
صيقل جان آمد از تقوى القلوب
هر كه دارد روى خوب با نظام
طالب آيينه باشد و السلام
بشنو اكنون يك مثال معنوى
تا تو ديگر قول صورت نشنوى
( ( 3156 ) ) عاشق آيينه باشد روى خوب
صيقل جان آمد از تقوى القلوب
زيبايان به ديدار زيبايى خود عشق مىورزند
مىتوان گفت كه اين يك اصل روانى است كه آن فردى كه داراى مزيتى است ميل دارد انعكاس آن مزيت را در پديده هاى ديگر ببيند .
اين مزايا كه انسان مىخواهد انعكاس آنها را در غير خود ببيند بر دو قسم است :
1 - مزاياى اختيارى .
2 - مزاياى غير اختيارى .