تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
اما اگر مقصود آنها خدمت به انسانها بوده است ، مخصوصاً با اين منظور كه اين انسانها نهالهاى باغ خداوندى مىباشند ، بدون ترديد خواه در اين دنيا به شهرت و مال و منال برسند يا نه ، شايستهء عالىترين پاداش بوده و بشريت به آنها مديون مىباشد . پس اگر اين گونه مزايا را به روى زيبا تشبيه كنيم اگر احتياجى به آيينه هم داشته باشند ، براى اين نيست كه خود را نشان بدهند و ترجيح خويش را بر ديگران ثابت نمايند ، بلكه مىخواهند اين مزيت در جهان زندگى نمودار شود ، تا ديگران نيز به نيروى درونى خود آگاه شده حركت كنند . اما نشان دادن مزاياى غير اختيارى - در اين قسم از مزايا با اين كه چون غير اختيارى است ، مسئله خود بينى و ترجيح خويش بر ديگران مفهومى ندارد ، ولى ساده لوحان از همين مزايا هم براى خود گاهى اسباب افتخار بر ديگران را فراهم مىكنند ، مانند برترى نسب و يا زيبايى و غير ذلك . اما بايد بدانيم كه اگر خشتى اختيار داشته باشد و با آن ناچيزى كه در مادهء خاكى خود دارد ، بتواند خود را به ديوار بىنوايى گذاشته و او را از سرما و گرما حفظ كند ، به يك معدن بىكران از ياقوت برترى دارد زيرا - ياقوت بودن به اختيار آن نبوده است . اگر اقيانوسى از گران بهاترين شربت فرض شود كه هر قطرهء آن بتواند قيمت كلانى داشته باشد ، در مقابل يك قطرهء آب كه بر فرض محال با اختيار به گلوى تشنه‌اى ريخته شود ارزشى نخواهد داشت زيرا - آن خاصيت به اختيار او مربوط نيست . ولى نمىدانم چه بگويم آيا خنده آور است يا گريه آور ؟ به هر حال خيلى جاى شگفتى است كه گروهى از آدميان به همين مزاياى غير اختيارى چنان مىبالند كه نهايتى بر آن متصور نيست . ميان اين گونه اشخاص و آن افرادى كه با مزاياى اختيارى خود گردونه تاريخ