شامل حال گنهكاران مىباشد شايسته تر است كه نيكو كاران را نيز شامل شود .
اما در موردى كه نه شايستگى پاداش نيك و نه استحقاق كيفر وجود داشته باشد باز از جريان فضل الهى مانع عقلانى ديده نمىشود - زيرا اصل به وجود آمدن جهان هستى بدون كوچكترين استحقاق و شايستگى به جريان افتاده است و اين جريان چنان كه در اين كتاب به طور مكرر مطرح شده است فضل و لطف خداوندى است .
ولى يك نكتهء بسيار با اهميتى در اينجا وجود دارد كه مجبوريم براى تكميل اين مبحث متذكر شويم ، آن نكته اين است كه : فرق عدالت با فضل خداوندى از نظر ما افراد انسانى بسيار روشن است - زيرا عدالت خداوندى در بارهء حركات و سكنات انسانها و نتايجى كه به آنها مترتب مىشود ، محاسبهء واقعى در كار و نتيجه و معادله برقرار كردن ميان آنها مىباشد .
اين مسئله كاملًا روشن است . « اگر چه عدالت به معناى فلسفى آن مسئلهء بسيار دشوارى است كه در آينده مورد بررسى قرار خواهيم داد » .
اما فضل چنان كه گفتيم مطلب روشنى است - زيرا كرامت و فضل افراد انسانها را به يكديگر مشاهده كردهايم و يك مفهوم اجمالى را در بارهء فضل در نظر مىتوانيم بگيريم ولى در جريان فضل نبايستى دو مورد را يكى بدانيم ، اين دو مورد عبارت است از :
1 - فضل الهى در بخشيدن وسايل ترقى و تكامل با قطع نظر از كردارهاى صادره از انسان .
2 - فضل الهى در بارهء نتايج كارهايى كه از انسان صادر شده است .
تصور احسان و لطف در مورد آماده ساختن وسايل ترقى و تكامل براى انسانها هيچ گونه تاريكى وجود ندارد - زيرا خدايى كه دستگاه هستى را در تاريكى نيستى بدون ضرورتى كه ما در بارهء اشياء فكر مىكنيم ايجاد كرده است ، مىتواند وسايل توفيق و تكاپو در جهان هستى را نيز براى انسانها آماده كند و اين مطلب در يك بيان ديگر همان قاعدهء لطف است كه گروهى از متكلمين آن را پذيرفته و اثبات مىكنند .
ولى تصور فضل در بارهء نتايج اعمال انسانى به سادگى قسم اول نيست - زيرا اگر
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 425
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٢٥