تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
( ( 3020 ) ) در ترازو جو رفيق زر شده است مدتى سگ حارس درگه شده است

براى هماهنگى جهان هستى وجود حقير و عالى هر دو لازم است

در ايجاد ادامهء يك دستگاه منظم همهء واحدهايى كه بايستى در آن دستگاه مشغول كار شوند به يكسان نيستند . اگر اين اصل را با دقت تمام در دستگاه هستى تطبيق كنيم اشكالات فراوانى را مىتوانيم از ميان برداريم . از آن جمله اشكالى كه گفته مىشود : چرا خداوند يكى را با نيروى جسمانى يا عقلانى كلان آفريده و ديگرى را ناتوان و ضعيف العقل به وجود آورده است ؟ اگر چه ما اين مبحث را مشروحاً در دفتر دوم در مبحث « عدالت خداوندى » مورد بررسى قرار خواهيم داد ، ولى در شرح اين ابيات هم تا حدودى مطرح مىسازيم : چنان كه در مباحث پيشين گفته‌ايم در روى پردهء جهان هستى مقولاتى حكمفرما است كه با نظر به آن مقولات مفاهيم گوناگونى براى ما مطرح مىشود ، مانند كوچكى و بزرگى و زشتى و زيبايى و نيكى و بدى و غير ذلك . اين مقولات از نظر ما وراى طبيعى با همين وضعى كه ما مطرح مىكنيم ، نمىباشند . آن جا جايگاه كميت نيست تا كوچكى و بزرگى و تساوى كمى مطرح شود جايگاه كوشش براى زندگى نيست كه نيرومند و ناتوان مفهومى داشته باشد و قلمرو صورت بينى نيست كه منشأ انتزاع زشتى و زيبايى طبيعى بوده باشد . به طور كلى همهء اين مفاهيم از مختصات اين روى جهان هستى است كه به شكل طبيعت در جريان است . بنا بر اين همهء مفاهيم مختلف و متضاد در حقيقت براى جريان هماهنگ هستى در روى پرده مىباشد و لذا نمىتوان به موقعيتهاى مختلف موجودات اعتراضى كرد -