تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

تفسير ابيات

اى حسام الدين اگر چه از نظر كالبد مادى جسم تو بس نازك و ناتوان است ، با اين حال كار جهان بدون تو هماهنگ نيست « زيرا حسام الدين از اولياء الله است و چنان كه جلال الدين مكرر گفته است وجود اولياء الله در آهنگ جهان هستى تأثير و دخالت دارد » ، « آرى جسم تو ناچيز به نظر مىرسد » خورشيد جهان افروز هم از دور بسيار كوچك مىنمايد ، اما براى جهان پرتوى غير از خورشيد وجود ندارد . ابو الحسن تهامى در بارهء بزرگ كوچك نما چنين مىگويد :
ان يحتقر صغر فرب مفخم يبدو ضئيل الشخص للنظار ان الكواكب فى علو محلها لترى صغارا و هى غير صغار
بسا كوچك نماها ناچيز شمرده مىشوند ، ولى موجودات با عظمتى هستند كه به تماشا كنندگان ناچيز مىنمايند . ستارگان در آن محل بالا كه قرار دارند چيزهاى كوچكى ديده مىشوند ولى آن ستارگان كوچك نيستند ) . با اين كه تو مانند يك چراغ كوچك و مانند شيشه موجود ظريف هستى ولى تو كاروانسالار و سر رشتهء قلب مايى . آرى چون سر رشتهء دلها به دست تو و خواست تست ، لذا براى گردن بند دلهاى ما بدون درهاى گران بهاى تو انعام ديگرى نيست . اى حسام الدين اكنون بيا ، در بارهء پير راه خدايى مطالبى بنويس ، آن پيرى كه اگر پيدايش كنى خود راه را پيدا كرده‌اى . پير راه مانند تابستان و مردم مانند پاييزاند . مردم مانند شب ظلمانى و پير ماه پرتو افكن مىباشد . شراب پديده‌اى است كه هر چه كهنه تر شود در ايجاد مستى قوىتر است ، مخصوصاً آن شراب كه مربوط به خود ما وراى طبيعت است . بايستى در اين راه كه پر خطر است پيرى را انتخاب كرد زيرا :
قطع اين مرحله بىهمرهى خضر مكن ظلمات است بترس از خطر گمراهى
افراد انسانى هر راهى را كه بدون راهبر در پيش بگيرند در آن راه پريشانىها
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 395 | محمد تقي جعفري