وصيت كردن رسول خدا صلى الله عليه و آله مر على عليه السلام را كه چون هر كس به نوع طاعتى تقرب به حق جويد . تو تقرب جوى به صحبت عاقل و بندهء خاص تا از ايشان همه پيش قدم باشى قال ، النَّبىّ : إذا تقرب الناس الى خالقهم لانواع البر فتقرب الى ربك بالعقل و السر تسبقهم بالدرجات العلى و الزلفى عند الناس فى الدنيا و عند الله فى الاخرة
( ( 2959 ) ) گفت پيغمبر على را كاى على
شير حقّى پهلوانى پر دلى
( ( 2960 ) ) ليك بر شيرى مكن هم اعتميد
اندر آ در سايهء نخل اميد
هر كسى گر طاعتى پيش آورند
بهر قرب حضرت بىچون و چند
تو تقّرب جو و به عقل و سرّ خويش
نى چو ايشان بر كمال و برّ خويش
( ( 2961 ) ) اندر آ در سايهء آن عاقلى
كش نتابد برد از ره ناقلى
پس تقرب جو به دو سوى إله
سر مپيچ از طاعت او هيچ گاه
ز آنكه او هر خار را گلشن كند
ديدهء هر كور را روشن كند
( ( 2962 ) ) ظلّ او اندر زمين چون كوه قاف
روح او سيمرغ بس عالى طواف
دستگير و بندهء خالص إله
طالبان را مىبرد تا پيشگاه
( ( 2963 ) ) گر بگويم تا قيامت نعت او
هيچ آن را غايت و مقطع مجو
آفتاب روح نى آن فلك
كه ز نورش زندهاند انس و ملك
( ( 2964 ) ) در بشر رو پوش گشتست آفتاب
فهم كن و الله اعلم بالصواب
( ( 2965 ) ) يا على از جملهء طاعات راه
بر گزين تو سايهء خاص إله
( ( 2966 ) ) هر كسى در طاعتى بگريختند
خويشتن را مخلصى انگيختند
( ( 2967 ) ) تو برو در سايهء عاقل گريز
تا رهى ز ان دشمن پنهان ستيز
( ( 2968 ) ) از همه طاعات اينت لايق است
سبق يا بى بر هر آن كاو سابق است
( ( 2969 ) ) چون گرفتى پيرهن تسليم شو
همچو موسى زير حكم خضر رو