( اى مردم ما شما را از يك مرد و زن آفريده و شما را به صورت دسته ها و قبايل قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد و هماهنگ شويد ، عزيزترين شما پيش خدا با تقواترين شما مىباشد ) .
بعضى ديگر از آيات بدون تصريح عموم اصناف مرد و زن را در بارهء ملاك شخصيت متحد معرفى كرده است . به اضافهء اين كه اگر مشاوره با زنان صحيح نبود ، زن و مرد چگونه مىتوانستند يك زندگانى مشترك داشته باشند ؟ - زيرا شركت در زندگانى در نتيجهء تفاهم مىباشد .
اگر تفاهمى ميان اين دو صنف برقرار نباشد چگونه مىتوانند زندگانى هماهنگ داشته باشند ؟ وانگهى تواريخ معتبر اسلامى همكارى زنان را با مردان در تمام شئون زندگانى خانوادگى با صراحت نقل مىكند و از نظر فقهى شهادت زن كاملًا معتبر است اگر چه در شهادت زن هميشه تعدد شرط است .
البته مىدانيم كه مسئلهء شهادت غير از مشورت است ، مسئلهء شهادت كه از نظر فقهى نتايج اجتماعى جدى را در بر دارد بسيار با اهميتتر از مشورت مىباشد و حاكم مجبور است روى شهادت زن ترتيب اثر بدهد با آن سقوط مقامى كه امثال روايات فوق در بارهء زن بيان مىكند سازگار نخواهد بود .
آن چه كه مىتوان گفت اين است كه : اين روايت بر فرض صحت سند اغلب زنان آن دوران را مىگويد كه تازه از جاهليت رهايى يافته بودند و تمام پديده هاى روانى آنها رنگ عاطفهاى پست داشته است .
البته چنان كه در مباحث گذشته گفتهايم با نظر به سيستم خانوادگى و اصالت آن ، بايستى به حسب ساختمان عضوى و روانى مرد و زن كارها در زندگانى تقسيم شود و الا خانواده ها منقرض خواهند گشت . چنان كه در دوران ما كشورهاى غربى مبتلا شده و براى ما شرقىها هم تحفه مىفرستند
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 394
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٩٤