( ( 2916 ) ) از يكى رو ضد و يك رو متحد
از يكى رو هزل و از يك روى جد
با توجه به اختلاف نسبتها تناقضات در خلقت بر طرف خواهد شد
در اين ابيات جلال الدين يك مطلب عالى را متذكر مىشود كه در شناسايىهاى ما بسيار مفيد است .
او مىگويد : با مشاهدات ظاهرى درست است كه اشياء با يكديگر گوناگون و متضاد ديده مىشوند ، مانند عقل و نفس اماره و سعادتمندان و اشقياء و زشتىها و زيباها و غير ذلك ، ولى از نظر پشت پردهء هستى خواهيد ديد كه همه اين مختلفها اتحاد كامل دارند .
اين وحدت كلمه چنان كه در مباحث گذشته گفتيم : همان وحدت است كه بدون درك آن هيچ فردى نمىتواند آهنگ جهان هستى را خواه در روى پرده و خواه در پشت پرده بشنود ، اين وحدتى است كه به طور مستقيم متعلق مشيت خداوندى است و در آن وحدت كميتها و كيفيتهايى كه در جهان طبيعت ديده مىشود و همچنين امتدادهاى زمانى و مكانى و ساير مقولات راهيابى ندارند .
زشتى و زيبايى و كوچكى و بزرگى و ساير اختلافات همه و همه از گسترده شدن اشياء در پهنهء هستى ناشى مىشود .
اگر بخواهيم براى اين اصل يك مثال روشنى را در نظر بگيريم ، مىتوانيم به « من » انسانى توجه كنيم : « من » انسانى هزاران صور و افعال متضاد و گوناگون را از خود صادر مىكند ، آيا اين صور و افعال متضاد به وحدت كار نفس خللى وارد مىآورد ؟ البته پاسخ منفى است - زيرا آن چه كه « من » انجام مىدهد ، مانند خود « من » پاك و صاف و كاملًا مانند نور است ، اين عرصهء كالبد مادى ما است كه نمىتواند بدون حدود زشتى و زيبايى و ساير مقولات حقيقتى را در خود نمودار بسازد .