تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
( ( 2742 ) ) اهل صورت چون جواهر بافته اهل معنى بحر نادر يافته ( ( 2743 ) ) آن كه بىهمت چه با همت شده و آن كه با همت چه با نعمت شده ( ( 2725 ) ) اى كه اندر چشمهء شور است جات تو چه دانى شط و جيحون و فرات ؟

چگونه مىتوان به كرمى كه در لجنزار مىلولد عظمت گلشن و گلهاى عطر آگين آن را قابل درك ساخت ؟

چنان كه هر كس مطابق حواس و كيفيت ساختمان مغزى و روانى خويش با جهان آشنايى پيدا مىكند ، همچنان كيفيت پذيرش واقعيات جهان و چشيدن طعم حقايق بستگى به كيفيت ذائقه‌اى دارد كه براى او به اختيار يا بدون اختيار تثبيت شده است . اين اصل را كه جلال الدين گوشزد مىكند در حقيقت جنبهء دريافت طعم زندگى است : كسى كه جز چشمهء شور آبى نديده است نمىتواند طعم آبهاى گواراى جيحون و فرات را درك كند . جنبهء ديگر آن عكس اين است ، يعنى كسى كه همواره در لذايذ و نعمتها غوطه ور است و به قول جلال الدين هميشه از آب جيحون و فرات زلال سيراب مىشود او نمىداند كسى كه همواره از آب شور بهره بردارى مىكند در چه حالى است . به طور كلى منشأ اختلاف ديدگاه انسانها در دو قلمرو انسان و جهان عوامل گوناگون است و اين عوامل بر دو نوع اساسى تقسيم مىشود : نوع اول - عوامل ثابت . نوع دوم - عوامل متغير . ممكن است عوامل ثابت اقسام زيادى داشته باشد ، ولى ما در اين مبحث به دو قسم عمدهء آن اشاره مىكنيم : 1 - عوامل مربوط به غرايز . 2 - عوامل مربوط به شخصيت روانى .