تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
اگر هم خزانه هاى خليفهء بغداد پر از درهاى فاخر است ولى او چنين آبى در اختيار ندارد . آرى اى انسانها موجوديت ما مانند همين كوزهء اعرابى است كه پر از آب شور است . آن آب شور كه از راه حواس به درون ما منتقل گشته و خم درونى ما را پر كرده است و ما گمان مىكنيم كه موجوديتى بهتر از اين در جهان وجود ندارد . اى خداوند اين خم و كوزهء كالبد جسمانى ما را با لطف عام خود و مطابق وعده كه داده ( از مؤمنين اموال و نفوس آنها را در مقابل بهشت خريدارى كرده‌اى ) بپذير . اين كوزهء كالبد ما داراى پنج لوله ( پنج حس ) است ، اين پنج حس اغلب در استخدام غرايز حيوانى ما است كه اندوخته هايش غير از لذايذ زود گذرى كه آثار تلخش باقى مىماند چيز ديگرى نيست . اگر اى خداوند مهربان تو خود عنايتى فرمايى و اين آب را از آلودگىها حراست كنى اين كوزهء موجوديت ما منافذى به درياى بىكران رحمت تو پيدا مىكند آن گاه اين كوزهء ناچيز ما خاصيت دريايى خواهد داشت ، تا هنگامى كه اين كوزهء ناچيز را ببارگاه تو مىآوريم از آلودگىها پاك شود - زيرا اگر آب اين خم محقر پاك باشد استعداد بهره ور شدن از بىنهايت را پيدا مىكند و آن گاه صدها كوزهء ديگر مىتواند از آب كوزهء ما پر شود . دهانه اين لوله ها ( حواس ) بر عوارض جهان طبيعت باز است و مىتواند در هر لحظه هر گونه پليدىها را به كوزهء موجوديت ما منتقل كند ، سرهاى آنها را به بنديد و مگذاريد پليدىها در آن راه بيايد . چنان كه خداى ما مىفرمايد : ديده گان خود را از هوى و هوس بر گردانيد . اين مرد اعرابى بىنوا با يك حالت تكبر و نخوت به خود مىبالد و مىگويد : كيست كه هديه‌اى بهتر از اين بتواند به بارگاه خليفه ببرد ؟ آرى هديه‌اى شايسته تر