تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
يك وسيلهء ضرورى براى پيش برد تمدن به تمام معنا بوده است . اگر انسانها در هر دورانى كه زندگى كرده‌اند به معلومات همان دوران قناعت مىورزيدند توانايى رهايى از آن معلومات كه پر از مجهولات بوده است نداشتند ، در نتيجه بشر حتى يك قدم هم نمىتوانست به جلو بر دارد . تمام دانشمندان متفكر بدون استثناء همگى كاروانيان اين راهند . و همچنين فلاسفه ى زبردست تا خود را از سيستمهاى رسمى فلسفى كنار نزده‌اند نتوانسته‌اند قدمى فراتر نهاده سيستم جديدترى را كه با واقعيتها بيشتر وفق مىدهد پى ريزى كنند . و جاى ترديد نيست كه هيچ فردى مادامى كه معلومات موجودهء خود را مورد تشكيك قرار ندهد نمىتواند پا را فراتر بنهد . ولى نبايستى فراموش كنيم كه اين ترديد كه آن را « شك دستورى » اصطلاح مىكنيم غير از آن ترديد است كه در ليست علم الامراض جاى دارد . يعنى انسان عينكى از ترديد به ديده گان خود زده به هر چه بنگرد با ترديد و شك همراه بوده باشد . اين يك بيمارى است كه دوران ما را در خود فرو برده حتى يك محصل معمولى هم بدون اين كه پايه‌اى از تحصيل داشته باشد با مطالعهء چند كتاب ناچيز يا چند شماره از مجلاتى كه به طور تنوع به اين مسائل هم سرى مىزنند اظهار ترديد مىكنند . اين خطرى است كه فرهنگ اصيل امروزى ما را تهديد مىكند . اين همان ترديد است كه اگر بخواهيم كمى با دقت تحليل كنيم خواهيم ديد كه براى اين اشخاص حتى وجود خودش هم مشكوك است . اين روش همان سفسطه بازىهاى قرون باستانى يونان است كه قرنها بعضى از جوامع را بروز تيره نشانيده است . اما در شك دستورى كه بيان كرديم ، خواهيم ديد كه قضيهء مشكوك در شك دستورى از پذيرش يك عده اصول كاملًا برخوردار است ، يعنى اگر متفكرى در بارهء يك حقيقت ترديد مىكند و اصلى را قبول دارد كه مىگويد : « چون واقعيت ممكن است
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 283 | محمد تقي جعفري