تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
( ( 2490 ) ) پس ز دفع اين جهان را آن جهان مانده‌اند اين بىرهان بىاين و آن

چگونه انسان هم از اين جهان و هم از آن جهان محروم مىماند ؟

اين مطلب بسيار صحيح است كه اگر انسان زندگانى خود را در اين دنيا با يك ايده آل عالى نتواند تفسير كند ، بدون ترديد حتى لذايذ اين دنيا هم براى او مفهوم قابل تفسيرى نخواهد داشت - زيرا انسان اگر با داشتن خاصيت حيوانى و منظور كردن خود طبيعى بخواهد از اين آرمانهاى جهان گذران لذتى ببرد ، بدون ترديد او تنها به همان لذايذ سطحى و حيوانيش متوجه و جلب خواهد گشت و اين خود يك بىچارگى در اين دنيا است كه انسان لذت را به طور ناخود آگاه بچشد و براى او آن لذت فقط جنبهء گذران يا دفع آلام بوده باشد ، در صورتى كه اگر انسان در اين دنيا با هدف گيرى ايده آل با لذايذ تماس داشته باشد ، از آن جهت كه ايده آل مفروض براى آن لذايذ تفسير منطقى بيان كرده است ، ديگر براى او لذت تنها جنبهء دفع الم نداشته ، گذران بودن آن لذت هم براى او باعث افسردگى نمىگردد . در اين نوع زندگانى است كه انسان كاملًا مىتواند هم به آرمانهاى روى پرده جهانى نايل شود و هم به لذايذ ابدى جهان پشت پرده برسد .