تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

در بيان حديث انه يغلبهن الجاهل و يغلبن العاقل

( ( 2433 ) ) گفت پيغمبر كه زن بر عاقلان غالب آيد سخت بر صاحب دلان ( ( 2434 ) ) باز بر زن جاهلان غالب شوند ز انكه ايشان تند و بس خيره روند ( ( 2435 ) ) كم بودشان رقت و لطف و و داد ز انكه حيوانى است غالب بر نهاد ( ( 2436 ) ) مهر و رقت وصف انسانى بود خشم و شهوت وصف حيوانى بود ( ( 2437 ) ) پرتو حق است و آن معشوق نيست خالق است او گوئيا مخلوق نيست

روايت

حديث فوق را بعضى از علماء به پيغمبر نسبت داده‌اند و مضمون آن چنين است كه « مرد نادان خود را به زن پيروز مىكند ، در صورتى كه مرد عاقل مغلوب زن مىشود . »
( ( 2436 ) ) مهر و رقت وصف انسانى بود خشم و شهوت وصف حيوانى بود

محبت اصيل و نازك دلى از اوصاف انسانى است

ميان عاطفهء حيوانات و انسانها فرق زيادى است - زيرا انسان محبتى كه مىورزد با داشتن صدها پديدهء روانى آن محبت را مىتواند عالىتر و انسانىتر بسازد ، به خلاف حيوان كه محبت او از روى شهوت و عاطفهء ناخود آگاه و كناره جويى آن از خشم حيوانى نيز ناخود آگاه مىباشد و همچنين داشتن دل ظريف و نازك كه در مقابل حوادث و رويدادهاى غم انگيز كه بر ديگران هجوم مىآورد ، مخصوص نوع انسانى است به همين جهت است كه انسانهاى قسى القلب همواره كارهايى كرده‌اند كه باعث ننگ آدميان بوده است و تمام جنايات تاريخ را همين افرادى كه بايستى گفت از انسانيت مسخ شده ، فقط در كالبد ظاهرى با انسانها شركت دارند انجام داده‌اند . به طور كلى