تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
اين پديدهء منحرف انسانى با اين كه به نظر مطلب مهمى نمىآيد ، ولى اگر درست دقت كنيد خواهيد ديد قضيه خيلى حساستر از آن است كه معمولًا تصور مىشود ، مثلًا شخصى در يكى از مزاياى انسانى مشهور مىشود ، مانند اين كه رياضىدان مشهورى شده است ، اين شخص كم كم مرجع هر گونه مزاياى انسانى مىگردد ، حتى مىخواهند او را به عنوان يك حقوقدان زبر دست و يك زبان شناس مطلق و يك سياست مدار عالى مقام يك فقيه و فيلسوف دانسته ، تمام آرمانهاى بشرى را از او جستجو كنند مخصوصاً اگر خود آن شخص از اين اغراق گويىها و تملقها لذت ببرد . امروزه در جوامع ما گروهى به عنوان متفكر يا مردان اجتماعى معرفى شده‌اند در صورتى كه اگر در شخصيت آنها از نظر واقع بينى تحليل دقيقى انجام بگيرد ، خواهيم ديد با داشتن يك مزيت مردم صدها مزاياى ديگر به او نسبت داده‌اند و آن شخص هم كه ميل به شهرت دارد چه اندازه لذت برده و از شهرت پوشالى كه از اين راه منحرف نصيبش گشته است بهره مند مىگردد .

تفسير ابيات

شوهر مىگويد : اى زن تو زنى يا منبع اندوه ها ؟ تو مگر نمىدانى كه پيغمبر فرموده است : « الفقر فخرى » . ( فقر براى من افتخار است ) . مال و زر براى انسان مانند كلاهى است كه بر سر خود مىنهد ، آن كسى كه كلاه را مانند يك ضرورت اصلى به سر خود پذيرفته است ، حتماً سر او كچل است كه مىخواهد با آن كلاه عيب خود را بپوشاند . اما كسى كه داراى زلف مجعد و زيبا باشد ، هنگامى كه كلاهش بيفتد ، خوشتر و زيباتر نمودار مىگردد . مردان الهى مانند آن ديده گان هستند كه هر چه كه برهنه و بدون حجاب باشند بهتر مىبينند .