تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
مىشود كه اگر رشد روانى و شخصيت مىتوانست خلأ روح انسانى را پر كند اين فرد رشد يافته دست به تجملات نمىزد . بلكه فراوان اتفاق مىافتد كه همين پا بندى به نمودهاى رسمى و فريبنده باعث مىشود كه آن سرمايهء كلان كه در زير نمودهاى ظاهرى است بىهوده به هدر برود ، به اضافهء اين كه مزاياى رسمى در باد پاى تحولات و دگرگونىها است ، بدين جهت انسان مجبور مىشود براى خود چند شخصيت بگيرد . نيز از آن جهت كه همين مزايا مورد تزاحم افراد انسانى است و انسانها را در معرض تصادم گذاشته و در محاسبه هاى غلط غوطه ور مىسازد ، لذا همين وسايل پيرايش به نوبت خود سرپوشى به آن حقايقى است كه يك انسان مىتواند داراى آنها بوده باشد .
( ( 2349 ) ) خواجه در عيب است غرقه تا به گوش خواجه را مال است و مالش عيب پوش

اين مطلب از قديمترين دورانها در ميان مردم مشاهده مىشود كه مال و منال دنيا عيوب انسانى را مىپوشاند و تعجب در اين است كه به پوشانيدن عيب قناعت نمىورزد ، بلكه او را صاحب هنر مىنماياند . امير المؤمنين عليه السلام در كلمات قصارش مىفرمايد : « إذا اقبلت الدنيا على احد اعارته محاسن غيره و إذا ادبرت عنه سلبته محاسن نفسه » ( 1 ) ( هنگامى كه دنيا به كسى روى آورد زيبايىها و نيكويىهاى ديگران را به او عاريت مىدهد و اگر دنيا از كسى روى گردان شد محاسن و زيبايىها و نيكويىهاى خود او را از دستش مىگيرد ) . ملاحظه مىشود كه عبارت امير المؤمنين عليه السلام داراى دو نكتهء مهمى است : 1 - اين كه نه تنها اقبال دنيا معايب انسانى را مىپوشاند ، بلكه محاسن ديگران را هم به او مىچسباند . 2 - اين مزيت منحصر به مال دنيا نيست بلكه شامل هر مزيتى است كه در دنيا

هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، كلمات قصار . .