اكنون اگر اين اصل را مطرح كنيم كه : شناسايىها در جهان بشريت احتياج به وسايلى دارد يا نه ؟ از تمام عقلاى بشرى يك جواب پيش نخواهيم شنيد و آن اين است كه آرى هدفهايى كه براى شناسايى انتخاب مىشوند ، احتياج به وسايلى دارند كه آن را تحصيل نمايند .
مثلًا از همين جلال الدين رومى كه يكى از قهرمانان شهود است ، اگر بپرسيم شما چرا عمر عزيز خود را در سرودن مثنوى استهلاك كرده ، عالىترين انرژى مغزى خود را در اين راه صرف مىكنيد و گران بهاترين معارف را در اختيار بشرى مىگذاريد ؟ آيا شما گمان مىكنيد جلال الدين براى اين سؤال پاسخى غير از اين دارد كه من تعليم و تربيت روحى افراد انسانى را هدف خود قرار دادهام و براى رسيدن به اين هدف مجبور بودم شب بيدارىها بكشم و زحماتى را متحمل گردم و اين مثنوى را بوجود بياورم . من گمان مىكنم جلال الدين غير از اين پاسخ به شما چيزى نخواهد گفت . اگر چنين پاسخى براى سؤال شما مطرح شد ، خواهيد گفت : بنا بر اين شما براى به وجود آوردن تعليم و تربيت روحى انسانى وسيله انتخاب كردهايد . زيرا خودتان مشاهده كرديد كه بدون ابراز مفاهيم در قالب كلمات مخصوصاً در قالب شعر كه گيراتر است نمىتوانيد به هدف مفروض خود برسيد .
آيا جلال الدين در اين باره به استدلال دست نبرده است ؟ آيا جلال الدين پاسخ شما را مطابق قوانين منطق بيان ننموده است ؟ بلى .
پس ما در ذهن انسانى اين فعاليت را بطور بديهى مىبينيم كه : انسان براى هدفهاى شناسايى خود وسايلى را انتخاب مىكند . اين است كه انديشه منطقى براى هيچ كس نمىتواند قابل انكار بوده باشد . از آن طرف اگر ما از شهوديون بپرسيم كه شما با آن مكتب روحانى بسيار عالى معتقديد كه خداوند كوچكترين كار عبث در اين جهان انجام نداده است بلكه چنين مىگوييد كه :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 106
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠٦