مثلًا نسبت داده و مورد مدح قرار مىگيرد . خود جلال الدين هم در ابيات گذشته به اين معنا متذكر شده گفته بود :
غيرت آن باشد كه آن غير همه است
آن كه افزون از بيان و دمدمه است
اما معناى بيت حكيم سنايى كه مىگويد :
بهر چه از راه وامانى
چه كفر آن حرف و چه ايمان
بهر چه از دوست دور افتى
چه زشت آن نقش و چه زيبا
مىگويد : هر سخنى كه باعث از راه ماندن خواهد گشت ، بايستى آن سخن را رها كنى ، و هر نقش كه تو را از دوست باز بدارد ، آن نقش را محو و نابود بساز ، خواه زشت باشد خواه زيبا .
بدون ترديد مقصود ايمان سطحى است كه بعضى از مردم جاهل از روى تقليد با امكان ايمان حقيقى دارا مىباشند ، و الا اگر ايمان به معناى حقيقى بوده باشد ، راهى بالاتر از ايمان به سوى خدا وجود ندارد ، مگر اين ايمان نيست كه انسان را در تقرب به خداوند به عالىترين مرتبهء عشق الهى مىرساند ؟ اين معنا را مصرع دوم كاملًا تأييد مىكند كه زشت و زيبا را در راه دوست در صورت مانعيت يكى مىداند ، بدون ترديد مقصود از زيبايى همان زيبايىهاى عادى است ، و الا اگر خود دوست داراى زيبايى نبوده باشد چه انگيزهاى براى عشق وجود دارد ؟ پس چنان كه مقصود از كنار گذاشتن زيبايى همان زيبايىهاى معمولى است ، همچنين مقصود از كنار گذاشتن حرف ايمانى ، همان ايمانهاى تقليدى با امكان ايمان حقيقى است كه هيچ گونه باعث تعالى و ارتقاى روح انسانى نمىباشد .