« لَأحَبَّ أكثرُهم ألّايَرَوْه مِمّا يَقْتُلُ مِنَ النّاس » دليل همين سخن است ، زيرا « مِنْ » در « مِمَّا » سببيه است ؛ يعنى به سبب « مايَقْتُلُ » يعنى « قَتْلِه » ، زيرا « ما » در اينجا مصدريه است كه همراه واژهء بعد شكل مصدرى به خود مىگيرد و « مِنْ » در « مِنَ النّاس » تبعيضيه است ، يعنى بعضى از مردم « 1 » .
نويسنده مىگويد : گمان ما آن بود كه حضرت قائم مسجدالحرام را پس از انهدام به شكلى بازسازى خواهد كرد كه در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله و پيش از گسترش آن بود ، ولى بعداً براى من روشن شد كه مقصود از « يُرجِعُه إلى اساسه » يعنى آن را درهم خواهد كوبيد و با خاك يكسان خواهد كرد ، زيرا قبلهء نماز به سوى كوفه دگرگون خواهد شد . فيض كاشانى روايت كرده است كه : « اى مردم كوفه ! خداوند به شما فضيلتى بخشيده كه به هيچ كس نبخشيده است . نمازگاه شما خانهء آدم و خانهء نوح و خانهء ادريس و نمازگاه ابراهيم است ، و روزگار به پايان نرسد تا آنكه حجرالاسود در آن نصب گردد » ( وافى ، ج 1 ، ص 215 ) .
اينك مىگويم : دربارهء انهدام دو مسجد از اساس ، پيشتر سخن گفتيم و آورديم كه اين روايت سندى ضعيف دارد ، و با چشمپوشى از سند روايت و پذيرفتن چنين رفتارى از سوى امام عليه السلام ترديدى نيست كه امام عليه السلام آن را پس از برداشتن هر سنگى كه سلاطين جور و پيروان ايشان نهادهاند بر پايهء تقوا بازسازى خواهد كرد .
هامش
( 1 ) - در اينجا بدون آوردن شكل عربى كلام ، مقصودِ دقيق دانسته نمىشد - م .